تورج نگهبان
زندگی نامه و بیوگرافی تورج نگهبان :
تورج نگهبان در روز هفتم اردیبهشت ۱۳۱۱ در شهر اهواز به دنیا آمد.
آموزش ابتدایی را در خرمشهر و شیراز و دوره دبیرستان را در تهران به پایان رساند. از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۷ در دانشگاه تهران رشته ادبیات انگلیسی تحصیل کرد و سپس به دانشکده حقوق رفت و فاصله سال های ۳۷ تا ۳۹ را تحصیل در رشته حقوق پرداخت.
او از سال ۱۳۴۱ به مدت سه سال در دانشکده ادبیات و علوم انسانی در رشته علوم اجتماعی به تحصیل ادامه داد و از ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰ رشته جامعه شناسی را در مقطع فوق لیسانس به پایان برد.
او از اوائل دهه ۵۰ تا اواخر سال ۵۷ در دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد قزوین به تدریس جامعه شناسی عمومی و تاریخ نظرات جامعه شناسی و در مدرسه عالی مددکار دختران به تدریس روش های تحقق علم مشغول بود.
تورج نگهبان همچنین همزمان با تحصیل در دانشگاه با عنوان معاون اداره مطبوعات در اداره کل انتشارات و رادیو مشغول کار شد و از سال ۱۳۴۲ به مرکز صنایع دستی ایران منتقل گردید و تا پایان سال ۵۷ با عنوان مشاور وزیر صنایع و سرپرست انتشارات و روابط عمومی سازمان صنایع دستی ایران کار کرد.
وی در تمام طول این سال ها فعالیت های هنری خود را با هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی ایران پی گرفت.
نگهبان کار ترانه سرایی را از نخستین سال های دبیرستان و در سال ۱۳۲۸ با همکاری همایون خرم، امین الله رشدی و مجید وفادار آغاز کرد و نخستین ترانه هایش به ترتیب با صدای محمود کریمی، امین الله رشدی، منوچهر همایون پور و داریوش رفیعی از رادیو پخش شد.
نگهبان کار ترانه سرایی را از نخستین سال های دبیرستان و در سال ۱۳۲۸ با همکاری همایون خرم، امین الله رشدی و مجید وفادار آغاز کرد و نخستین ترانه هایش به ترتیب با صدای محمود کریمی، امین الله رشدی، منوچهر همایون پور و داریوش رفیعی از رادیو پخش شد.
در سوگ تورج نگهبان ترانه سرای بزرگ ایرانی
تورج نگهبان، ترانه سرای برجسته گل ها در سن هفتاد و شش سالگی در شهر لس آنجلس آمریکا درگذشت. تورج نگهبان مدت ها دچار ناراحتی ریوی و کیسه صفرا بود.
تورج نگهبان ترانه سرایی را از سال ۱۳۲۸ با شعری بر روی آهنگ مهندس همایون خرم آغاز کرد. در همان اوان ترانه دیگری روی آهنگ مسعود میثاقیان، آهنگساز و نوازنده سنتور ساخت که با صدای گرم زنده یاد منوچهر همایون پور اجرا و پخش گردید.
وی که فارغ التحصیل رشته جامعه شناسی در مقطع فوق لیسانس از دانشگاه تهران است بیش از ۷۰۰ ترانه برای خوانندگانی چون ملوک ضرابی، دلکش، مرضیه، الهه، پوران، عهدیه، هایده، مهستی، فریدون فرخزاد، بنان، ایرج، وفایی، گلپا، رفیعی، محمد نوری، پروین و گوگوش ساخته است .
تورج نگهبان همکاری خود را با برنامه گل ها از سال ۱۳۴۰ آغاز کرد و از همکاران همیشگی آن بود .
از سال ۱۳۴۱- ۱۳۳۷ معاون اداره مطبــوعات اداره کل انــتشارات و رادیـو و در سال های ۱۳۵۷-۱۳۴۱سرپرست روابط عمومی و انتشارات سازمان صنایع دستی ایران بوده و در اواخر دوره پهلوی دست اندر کار انتشار مجله “دستاورد” در زمینه هنرهای دستی ایران و نیز انتشار مجله “صدا” (به اتفاق دوستان نزدیکش عماد رام و اسفندیار منفردزاده و …) بوده است . وی از سال ۱۳۷۴ در ایالات متحده آمریکا زندگی می کرد و تا پیش از این بیماری تهیه و اجرای برنامه “سیری در ادبیات آهنگین ایران” را بر عهده داشت.
تورج نگهبان، ترانه سرای نامی ایران در سن هفتاد و شش سالگی، صبح روز چهارشنبه ۳۰ مرداد ماه در شهر لس آنجلس آمریکا درگذشت
تورج نگهبان در روز هفتم اردیبهشت ۱۳۱۱ در شهر اهواز به دنیا آمد.
آموزش ابتدایی را در خرمشهر و شیراز و دوره دبیرستان را در تهران به پایان رساند. از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۷ در دانشگاه تهران رشته ادبیات انگلیسی تحصیل کرد و سپس به دانشکده حقوق رفت و فاصله سال های ۳۷ تا ۳۹ را تحصیل در رشته حقوق پرداخت.
او از سال ۱۳۴۱ به مدت سه سال در دانشکده ادبیات و علوم انسانی در رشته علوم اجتماعی به تحصیل ادامه داد و از ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰ رشته جامعه شناسی را در مقطع فوق لیسانس به پایان برد.
او از اوائل دهه ۵۰ تا اواخر سال ۵۷ در دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد قزوین به تدریس جامعه شناسی عمومی و تاریخ نظرات جامعه شناسی و در مدرسه عالی مددکار دختران به تدریس روش های تحقق علم مشغول بود.
تورج نگهبان همچنین همزمان با تحصیل در دانشگاه با عنوان معاون اداره مطبوعات در اداره کل انتشارات و رادیو مشغول کار شد و از سال ۱۳۴۲ به مرکز صنایع دستی ایران منتقل گردید و تا پایان سال ۵۷ با عنوان مشاور وزیر صنایع و سرپرست انتشارات و روابط عمومی سازمان صنایع دستی ایران کار کرد.
وی در تمام طول این سال ها فعالیت های هنری خود را با هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی ایران پی گرفت.
نگهبان کار ترانه سرایی را از نخستین سال های دبیرستان و در سال ۱۳۲۸ با همکاری همایون خرم، امین الله رشدی و مجید وفادار آغاز کرد و نخستین ترانه هایش به ترتیب با صدای محمود کریمی، امین الله رشدی، منوچهر همایون پور و داریوش رفیعی از رادیو پخش شد.
نگهبان کار ترانه سرایی را از نخستین سال های دبیرستان و در سال ۱۳۲۸ با همکاری همایون خرم، امین الله رشدی و مجید وفادار آغاز کرد و نخستین ترانه هایش به ترتیب با صدای محمود کریمی، امین الله رشدی، منوچهر همایون پور و داریوش رفیعی از رادیو پخش شد.
علاوه بر این نخستین ترانه های مرضیه، خواننده مطرح موسیقی ایرانی با آهنگ های مجید وفادار و همایون خرم با کلام تورج نگهبان همراه بوده است.
تورج نگهبان همکاری خود را با برنامه گل ها از سال ۱۳۴۰ آغاز کرد و از همکاران همیشگی آن بود.
او در طول عمر هنری خود به جز ترانه های مربوط به فیلم ها، بیش از هفتصد ترانه تنها برای رادیو و به سفارش آن سازمان سرود که با آهنگ آهنگسازان برجسته ای چون مرتضی محجوبی، جواد معروفی، حبیب اله بدیعی، زرین پنجه، پروز یاحقی، انوشیروان روحانی، بزرگ لشگری، اسدالله ملک، جواد لشکری، فضل الله توکل، محمد حدری، لقمان ادهم، بابک افشار، حشمت سنجر (رهبر ارکستر سمفونیک تهران)، حسن دهلوی و فرامرز پایور و … همراه بوده است.
این ترانه های ماندگار را خوانندگانی چون ملوک ضرابی، بنان، دلکش، مرضیه، الهه، پوران، عهدیه، هایده، مهستی، فریدون فرخزاد، بنان، ایرج، وفایی، گلپایگانی، داریوش رفیعی، محمد نوری، پروین و گوگوش خوانده اند.
تورج نگهبان در راستای روزنامه نگاری نیز از سال های نوجوانی فعال بود و از آخرین کوشش های مطبوعاتی وی در اواخر دوره پهلوی می توان به سردبیری و انتشار مجله «دستاورد» در زمینه هنرهای دستی ایران اشاره کرد.
در همین دوران، نگهبان به همراه دوستان نزدیکش اسفندیار منفردزاده، عماد رام و علیرضا میبدی مجله ای به نام «صدا» را نیز منتشر می کرد.
تورج نگهبان از سال ۱۳۷۴ در ایالات متحده آمریکا زندگی می کرد و تهیه کننده و مجری «مجله ماهواره ای صدا» و «سیری در ادبیات آهنگین ایران» از تلویزیون AFN در لس آنجلس بود.
نگهبان از چندی پیش به دلیل ناراحتی های ریوی و کیسه صفرا در بیمارستان تارزانای لس آنجلس بستری بود. سه روز پیش کلیه های وی تقریبا از کار افتاد و هشتاد درصد اکسیژن خود را از دستگاه های تنفسی می گرفت با این حال پزشکان وی به بهبود او امیدوار بودند.
گفته می شود خود نگهبان وصیت کرده بود که اگر حال وی رو به بهبودی نرفت پس از دو روز دستگاه ها را قطع کنند که متخصصین با مشاهده عدم بهبودی پس از دو روز دستگاه ها را قطع کردند.
بدین ترتیب یکی از بزرگان موسیقی ایران حدود ساعت ۹ صبح به وقت لس آنجلس دیده از جهان فرو بست.
«ترانه سرای بزرگی را از دست دادیم»
دکتر محمود خوشنام، سردبیر مجله رودکی در سال های قبل از انقلاب، خبر را که می شنود، مکث می کند. می پرسد: مطمئنید؟ با پاسخ مثبت روبرو می شود، این بار سکوت طولانی تر است و با صدایی لرزان می گوید: متاسفم. ما ترانه سرای بزرگی را از دست دادیم. و این آغاز گفت و گوی تلفنی ما است با یکی از دوستان تورج نگهبان.
«در میان چهار ترانه سرای برجسته، زبان تورج نگهبان، زبان نوتری بود که او را از دیگران متمایز می کرد. شاید به این دلیل که او در میان این چهار تن از همه جوان تر بود. البته مشارکت مهندس همایون خرم با تورج به برجسته شدن متن های او کمک می کرد.»
محمود خوشنام، سردبیر مجله رودکی در سال های قبل از انقلاب
رادیو فردا: آقای دکتر خوشنام، آشنایی شما با آقای نگهبان از کجا آغاز شد؟
محمود خوشنام: در سال های پیش از انقلاب من مجله رودکی را که ویژه موسیقی بود منتشر می کردم و با کسانی که در زمنینه موسیقی فعالیت می کردند رابطه تنگاتنگی داشتم. از جمله آقای تورج نگهبان که هنوز هم مرگش را باور نمی کنم. به همین دلیل بین من و تورج نزدیکی و صمیمیتی ایجاد شد که در تمام سال های قبل و بعد از انقلاب ادامه داشت. آخرین بار هم او را همین چندی پیش در لندن دیدم در مراسمی که به مناسبت صد سال ترانه ایران برگزار شده بود که آنجا هم گفت و گویی در مورد موسیقی ایران داشتیم.
آیا می توان برای آقای نگهبان جایگاه خاصی را در ترانه سرایی در ایران در نظر گرفت؟
من نمی توانم در مورد عدد هزار که تعداد ترانه های ایشان نسبت داده شده، اظهار نظر کنم اما به هر تقدیر او یکی از بهترین ترانه سرایان ایران در دوره ای که ترانه سرایی در حال تحول بود، به شمار می رفت.
در دهه چهل و پنجاه، ترانه سرایی در ایران در حال تحول بود و نوع خاصی از ترانه سرایی به میدان آمد که بر خلاف ترانه های سنتی، ضد ملال و یک نواختی عمل می کرد. تصویر سازی های بسیار درخشان شعر در ترانه هم به میدان آمد. در این زمان بیژن ترقی، معینی کرمانشاهی، تورج نگهبان و نواب صفا در این راه عمل می کردند.
شیوه ترانه سرایی آقای نگهبان با دیگران چه تفاوتی داشت؟
در میان این چهار ترانه سرای برجسته، زبان تورج نگهبان، زبان نوتری بود که او را از دیگران متمایز می کرد. شاید به این دلیل که او در میان این چهار تن از همه جوان تر بود. البته مشارکت مهندس همایون خرم با تورج به برجسته شدن متن های او کمک می کرد.
تورج بیش از هر فرد دیگری با آقای خرم کار می کرد و مثلث خرم، نگهبان و خانم پروین، بهترین ترانه های نگهبان را در خود دارد.
و پس از انقلاب، چه تغییری در شیوه کار ایشان ایجاد شد؟
بعد از انقلاب فکر می کنم اصولا کار ارزشمندی که بتوان در مورد آن بحث کرد منتشر نشده است. این مسئله نه تنها در مورد تورج نگهبان بلکه در مورد همه ترانه سرایان و ترانه سازان می توان این را گفت. در واقع همه در حال تکرار خود هستند. تقصیری هم ندارند زیرا شرایط برای ارائه یک کار نوآورانه مساعد نبود.
گزارش بی بی سی
تورج نگهبان ترانه سرای بسیاری از تصنیفهای مشهور ایرانی، روز چهارشنبه ۲۰ اوت در بیمارستانی لس آنجلس درگذشت.
او که هنگام مرگ ۷۶ سال داشت، مدتی بود که از بیماری ریوی و کیسه صفرا رنج می برد.
تورج نگهبان در کنار ترانه سراهایی چون بیژن ترقی، اسماعیل نواب صفا و رحیم معینی کرمانشاهی به نسلی تعلق داشت که آثارشان موج جدیدی در موسیقی و تصنیف ایرانی به راه انداخت.
این نسل آثاری خلق کرد که همراه با آهنگهای کسانی چون همایون خرم، علی تجویدی، مهدی خالدی و پرویز یاحقی، تبدیل به ماندگارترین تصنیفهای ایرانی در دهه های ۳۰ و ۴۰ خورشیدی شد.
ترانه بسیاری از این تصنیفها را که بهترین خوانندگان آن زمان اجرا کردند، تورج نگهبان سروده بود. از جمله این خوانندگان می توان به دلکش، مرضیه، بنان، داریوش رفیعی، محمد نوری و پوران و در میان نسل پس از آنها به هایده، مهستی داریوش، گوگوش و ستار اشاره کرد.
تورج نگهبان در سال ۱۳۱۱ در اهواز به دنیا آمد و تحصیلات متوسطه را در خرمشهر و تحصیلات عالی خود را در رشته های ادبیات انگلیسی و حقوق در دانشگاه تهران به پایان برد.
آشنایی او با همایون خرم، نوازنده ویلن و آهنگساز پای او را به عرصه ترانه سرایی باز کرد.
تورج نگهبان از همکاران اصلی برنامه موسیقی گلها بود که از رادیو ایران پخش می شد. او پیش از انقلاب علاوه بر ترانه سرایی، معاون اداره مطبوعات رادیو و سپس سرپرست انتشارات سازمان صنایع دستی ایران نیز بود.
از دیگر فعالیتهای او در پیش از انقلاب می توان انتشار مجله دستاورد (در زمینه هنرهای دستی) و صدا ( در زمینه موسیقی) اشاره کرد.
او پس از انقلاب نیز کار ترانه سرایی را دنبال کرد، به طوریکه بر روی بسیاری از تصنیفهای ایرانی که در این سالها – چه در لس آنجلس و چه در ایران- ساخته شد، اشعار او شنیده می شود.
تورج نگهبان در سالهای گذشته که در لس آنجلس زندگی می کرد، اجرای چندین برنامه مرتبط با موسیقی را در تلویزیونهای فارسی زبان این شهر بر عهده داشت.
او بیش از ۷۰۰ ترانه بر روی آهنگهای ایرانی سروده است.
تورج نگهبان، ترانه سرای نامی ایران در سن هفتاد و شش سالگی، صبح روز چهارشنبه ۳۰ مرداد ماه در شهر لس آنجلس آمریکا درگذشت
اواز: استادان علی اکبر گلپایگانی/ محمد رضا شجریان
ویلون: استاد زنده یاد سیاوش زندگانی
سنتور: استاد فضل الله توکل
تنبک: استاد زنده یاد جهانگیر ملک
شعر اواز استاد اکبرگلپایگانی:؟/ استاد زنده یاد معینی کرمانشاهی
رنگ حناست پایت یا خون عاشقان است
از خون توان گذشتن پای تو در میان است
دم غنیمت دان که دنیا یکدم است
هر که با دم همدم است او آدم است
بر دوستان رفته چه افسوس می خورید
ما هم مگر جواز اقامت گرفته ایم
هیچ دانی میوه را تاثیر شیرینی ز چیست؟
بس که در زیر زمین شیرین لبان خوابیده اند
بساط عمر نیارزد به زحمت چیدن
چه چیدنی است که باید نچیده بر چیدن
اي ساقي آرامم کن ديوانه ام رامم کن
من خسته ايامم ساقي تو آرامم کن
گمگشته اي در خويشم ساقي تو پيدايم کن
با ساغر شيدايي سرمست و شيدايم کن
در سينه پنهان کردم فرياد آوازم را
محض خدا روزگار مشکن دگر سازم را
من مرغ خوش آواز اين شهرم مي دانم مي داني
کز رنج اين خاموشي مي گريم در خلوت پنهاني
از جان ما چه خواهي اي دست بيرحم زمونه
تا کي به تير ناحق مي گيري قلب ما نشونه
در سينه پنهان کردم فرياد آوازم را
محض خدا روزگار مشکن دگر سازم را
اي ساقي آرامم کن ديوانه ام رامم کن
من خسته ايامم ساقي تو آرامم کن
اواز: استاد محمد رضا شجریان
ای غم برو وگرنه به میخانه ات کشم
انجا به چشم مردم بیگانه ات کشم
تا روز تو سیه چو شب خویشتن کنم
با دل به دام طره جانانه ات کشم
هرشب به دست شانه سپارم تو را غبار
هر بامداد بر سر دندانه ات کشم
نازت کشم به جان وبه جان پرورم تو را
با مردمان دیده به یک خانه ات کشم
زندگینامه: منصور نریمان (1314 -1394)
اسکندر ابراهیمی زنجانی، که بعدها نام هنریاش را به منصور نریمان تغییر داد، در سال ۱۳۱۴ در مشهد دیده به جهان گشود.
پدرش که خود سه تار و تار و نی را به خوبی مینواخت از همان دوران کودکی او را تحت آموزش خود گرفت و وی را با ردیفها و گوشههای موسیقی ایرانی آشنا کرد و نواختن سه تار را به او آموخت.

روزبه روز علاقه وی به ساز عود بیشتر شد تا جایی که این ساز را به سهتار مقدم دانست و وقت بیشتری را صرف این ساز اصیل ایرانی کرد.
نریمان حدود 14 سالگی همکاری خود را با رادیو مشهد به عنوان تکنواز موسیقی آغاز کرد و پس از تسلط کافی بر شیوه نوازندگی عود، در بعضی برنامهها به اجرای موسیقی با این ساز پرداخت.
پس از مدتی همکاری با رادیو مشهد، به شیراز نقل مکان کرد و به مدت 4 سال فعالیت و همکاری خود را در زمینه موسیقی و اجرا با رادیو شیراز ادامه داد.
از همان رادیو شیراز بود که صدای ساز نریمان به گوش استادان موسیقی وقت در تهران رسید و از وی دعوت به عمل آمد تا با رادیو تهران همکاری کند.
تسلط وی به نوازندگی این ساز اساتید موسیقی آن زمان را متعجب ساخته بود. زیرا تا آن زمان کسی فکر نمیکرد که با ساز عود هم بتوان تمام ردیفهای موسیقی ایرانی را اجرا کرد. استاد نریمان با اجراهای موفق خود ثابت کرد که چنین نیست و ساختمان و صدادهندگی این ساز هیچ مغایرتی با موسیقی اصیل ایرانی ندارد و این مساله به شیوه و سبک نوازندگی هر ساز بستگی دارد.
سپس به عنوان تکنواز رسمی رادیو در کنار اساتید دیگر نظیر جلیل شهناز، فرهنگ شریف، پرویز یاحقی و دیگر تک نوازان آن دوره به فعالیت خود در رادیو تهران ادامه داد.
در سال ۱۳۴۱ از او برای تدریس تخصصی ساز عود در هنرستان موسیقی دعوت به عمل آمد. از همان سال شاگردانی به طور تخصصی به یادگیری عود پرداختند و با زحمات استاد نریمان به بهترین نحو و با تسلط کامل دوره هنرستان را به پایان رساندند و وارد عرصه موسیقی شدند.
در خلال همین تدریس بود که استاد به کمبود یک متد خاص در شیوه نوازندگی عود پی برد و تصمیم به نگاشتن کتابی برای تدریس این ساز گرفت و کمکم تمرینها و آهنگهای مناسب این کتاب را نوشتند و هم زمان به شاگردان خود تدریس کرد.

این کتاب با نام «شیوه بربت نوازی» در سال ۱۳۷۲ همراه با دوره عالی که شامل 5 اتود متنوع است به چاپ رسید. از تالیفات دیگر نریمان میتوان به کتاب «۴۲ قطعه برای عود» و «ردیف موسیقی ایرانی برای بربت» اشاره کرد.
منصور نریمان علاقه فراوانی به عود یا بربت که سازی ایرانیست و از ایران به سایر کشور های جهان رفته دارد و کوشش فراوان نمود تا این ساز و نواختن آن را احیاء کند و آن را به صورت تکنوازی درآورد و شاگردان خوبی نیز در این راه تربیت کرد که از آن جمله میتوان به محمد فیروزی، حسین بهروزینیا، علی پژوهشگر، نگار بوبان و شهرام غلامی، اشاره کرد.
- استاد منصور نریمان در بخشی از خاطراتش گفته است: «کلاس اول دبیرستان بودم که به نواختن دستگاهها و گوشههای موسیقی تا اندازهای آشنایی پیدا کرده بودم ولی از نت بیاطلاع بودم و در مشهد هم در آن زمان کسی نبود که به من کمک کند و نت را بیاموزد، لذا نامههایی به هنرستان عالی موسیقی به استاد خالقی نوشتم و مشکل خود را با ایشان در میان نهادم. در نامههایی که برای این استاد بزرگوار فرستادم، پس از تشکر فراوان از لطف آن مرد هنرمند و هنردوست، خواستار گردیدم که از طریق مکاتبه نت را به من بیاموزد و استاد هم یک قطعه عکس امضا شده خود و دو جلد کتاب دستور تار و سهتار از دوره اول و دوم هنرستان تالیف آقایان: موسی معروفی و نصرالله زرینپنجه را که با رعایت کامل نظریات استاد علینقی وزیری چاپ شده بود برایم فرستادند که هنوز آنها را دارم و برایم بسیار عزیز میباشند و تا عمر دارم مدیون این استاد بینظیر و عالیقدر خواهم بود.»
استاد منصور نریمان کنسرتهای فراوانی جهت موسسات فرهنگی، هنری و عام المنفعه اجرا کرده که بیشتر آنها در بیمارستان ریوی شیراز بوده و بسیاری از هزینههای متفرقه آن را خودش متقبل میشده است. وی جهت شناساندن هر چه بیشتر موسیقی اصیل ایران و ساز عود که یکی از باستانیترین سازهای ایرانی است مسافرتهای متعددی به کشورهای مختلف نمود و آهنگهای بسیاری ساخت که یکی از آنها " لالایی" نام داشت که برای دخترش ساخته و سالها در آخر هر برنامه قصه شب رادیو پخش میگردید.
- استاد نریمان درباره یادگیری ساز عود گفته است: «در عود استادی نداشتم، فقط از راه گوش به رادیوهای کشورهای همسایه استفاده بردم و به محمد عبدالوهاب خواننده و نوازنده بزرگ مصری به رادیو قاهره نامه نوشتم و درباره کوک و بعضی مسائل این ساز از وی سئولاتی کردم و مسائلی را مطرح نمودم؛ پس از چندی عبدالوهاب در جواب نامه من نوشت که کوک عود همانی است که خود شما انجام دادهاید و خلاصه کل نظریات مرا تائید کرد.»

منصور نریمان همکاری خود را در برنامه گلها همراه با خوانندگانی چون: محمودی خوانساری، اکبرگلپایگانی، حسین قوامی، محمد رضا شجریان، ایرج، نادر گلچین و غیره شروع و در تلویزیون در برنامه بشنو از نی که به سرپرستی و تهیهکنندگی بهمن بوستان با همکاری آقایان: اصغر بهاری، مجید نجاحی، رضا شفیعیان، عباس زندی، محمد موسوی، امیر ناصر افتتاح و فرهمند بافی اجرا مینمود و هفتهای یکبار به مدت یک ربع همراه با ضرب جهانگیر ملک در تلویزیون برنامه اجرا میکرد و در تکنوازی رادیو، همراه با آقایان علی بهاری، مهندس همایون خرم، اسداله ملک، حبیب الهر بدیعی، پرویز یاحقی، کامران داروغه، منصور صارمی، جواد معروفی، مجید نجاحی، سیاوش زندگانی، رضا ورزنده، محمد موسوی، عماد رام، جهانگیر ملک و امیر ناصر افتتاح شرکت داشت و در برنامه سنگین و خوبی که در فرستنده F.M به رهبری مهندس همایون خرم اجرا میشد تکنواز عود آن برنامه بود.
منصور نریمان سالها قبل بنا به دعوت آقای علی رهبری و وزارت فرهنگ و هنر سابق، در هنرستان عالی موسیقی ملی و دانشکده موسیقی به سمت استاد عود تدریس و همکاریش تا پایان سال 1358 ادامه داشت. وی علاوه بر آشنایی با نواختن تار و سه تار، از خطی خوش و زیبا و نقاشی و نت نویسی بهره کافی نیز دارد.
از هنرهایی که خداوند به نریمان بخشیده میتوان به شعر، نقاشی، خطاطی، عکاسی، نوازندگی، آهنگسازی، ساز سازی و آوازخوانی اشاره کرد. وی در سال ۱۳۳۶ ازدواج کرد و ثمره آن یک پسر و سه دختر میباشد.
اسکندر ابراهیمی زنجانی یا منصور نریمان استاد موسیقی و نوازنده بربط است و به عنوان پدر عود ایران شهرت دارد.
کلام وسخن بزرگان
دل دادهایم و در ره عشقی نشستهایم
رهیاب خستگان ز پا افتادهایم
ایستادهایم در طلبش گر چه خستهایم
با رشته خیال به آوای رودها
رنگین کمان عشق به پژواک بستهایم
اندیشه سراب نداریم زانکه ما
پویای واقفیم و بدین توده رستهایم
پیک پگاه مهر فروزنده آورد
ای خستگان نوید که خورشید جستهایم
شاخه گل

به یاد گوینده توانا وخوش صدا بانو فروزنده اربابی
خواننده: استاد زنده یاد سید جواد ذبیحی
ویلون: استاد زنده یاد پرویز یاحقی
اهنگساز: زنده یاد استاد مرتضی محجوبی
گویندگان: بانوان زنده یاد :روشنک و فروزنده اربابی
اشعار متن برنامه: مولانا/پیر عرفان حافظ
دستگاه/مایه: ابوعطا
ای سالکان ای سالکان من سالک پویاستم
ای عارفان ای عارفان من عارف جویاستم
ای سالکان ای سالکان من سالک پویاستم
ای عارفان ای عارفان من سالک پویاستم
تسلیت
شوربختانه امروز بانوی خوش صدا وگوینده توانا سرکار خانم فروزنده اربابی به جمع یاران رفته اش پیوست
روحش شاد ویادش همواره گرامی باد

زنذگینامه بزرگان
تاریخ تولد، محل تولد، هنگام تولد
در سال 1336 در صحنه واقع در استان کرمانشاه به دنیا آمد. پدر: سید شاهمراد عالینژاد
شهرت ، کنیه و لقب:
لقب:بی قرار
مشخصات فردی:
- سخن از آن جوانمرد راه ، آن متصرف طریقت ، آن متوکل به حقیقت ، آن صاحب جمال مولا ، آن پیر ارباب ذوق ، آن دلاور اهل شریعت ، آن عارف صوفی ، آن درویش پاکنژاد ، سید خلیل عالینژاد است . استاد از مشهوران طریقت و فتوت و مقبول جمله فرق عرفان و تصوف بود . وی در آرزوی نامی بزرگ میسوخت و آن نیز مولایش علی (ع) بود . تواضع استاد، ادب را شرمنده کرد و با تواضع و متانت به حفظ ظاهر پرداخت ، باطن را از شوائب پاک ساخت و قلوب خلق را در شناخت حق و مولایش علی (ع) نواخت و همواره کلامشان بود که:"هیچ اگر سایه پذیرد ، ما همان سایه هیچیم ." "خلیل زمان" بود و به حقیقت خادم و غلام مولا .
- نیکی را از هیچ کس دریغ نکرد و تلافی هر بدی را با نیکی جواب داد و حتی قبل از رفتن به سوئد ، قاتل خود را در وصیتنامهاش بخشید و اوج کمال و سعه صدرش را به دوست و دشمن نشان داد ، زیرا درویش عالینژاد رفتار و گفتارش کذب نبود ، بر خلق فخر و مباهات نکرد، حواس را جمع و قلب را مشغول یار کرد ، هرگز منافق نماند زیرا به قول یکی از بزرگان، منافق هرگز درویش نمیشودوی تمام آهنگهایش را با سوز دل و بیریا مینواخت
- بزرگ مردی که در این عالم خاکی می زیست اما دل به جغرافیای معنویی فرای
زمان داشت. جذبه اش هر فردی را از حرکت وا می داشت ، کلامش واژه به واژه از
ذهنها بیرون نرفت و نخواهد رفت ، دیدگانش همچون شرا بی گیرا آدمی را مست
می کرد و صدای اهوراییش تا مغز استخوان رسوخ کرده وروح آدمی را با نوسان
حقانی عالم یکی می کرد.
سینه از« آتش دل» او در غم جانانه بسوخت ، « اشک پرده در » سنگ را به لرزه
درآورد ، « شوق وصل » هر دل خاموشی را به شوق آورد ، ذکر « علی بود » بر هر
زبان جاری شد ، « وفای عشق او » عشق را به حد نهایی رسانید ، « مژده میلاد
» عاشقان خسته جان را سرخوش کرد ،« آشنایان ره عشق» به مدد « دست تولا»
دلبر حقانی را ناله کردند ، « مولاجانم » « شکرانه» یاران به درگاه حق شد
،« ناله تنبورش » به حقیقت آن آوازها را به خاطر آورد و سرانجام او را به
«آئین مستان» به خاک سپردند.
آری سخن از اوست از سید وارسته ای که خلیل زمان بود و همچون پیران حقانی
خود عالی نژاد
عادات و علائق شخصی:
- ورزش: کوهنوردی و کاراته
- و دارای خط زیبایی بود

دوران زندگی:
پدرش ، نوازنده تنبور بود. سازی که در آیینهای مذهبی آن خطه(کرمانشاه) جایگاه ویژهای دارد و نزد یارسان(نام مسلکی است عرفانی که در سده هفتم هجری توسط سلطان اسحاق بنیان گذاشته شده است.) مقدس و گرامی است. سیدخلیل عالینژاد بین پیروان آیین "یاری"، که در فرهنگ غنی کردستان ریشه دارد پرورش یافت. کتاب مقدس این آیین "سرانجام" و ساز مقدسشان تنبور میباشد. استاد به فلسفه ، ادبیات و نجوم احاطه کامل داشت و ضمناً یک محقق و پژوهشگر و مؤلف نیز بوده است.
آموزش آلات موسیقی
از نوجوانی به تشویق مادر گرامی و یکی از بستگان به نام سید نادر طاهری به ساز تنبور که سازی موروثی در بین این خاندان است ، روی آورد. در دوران تعلیم و آموزش ، دارای اساتید سرشناسی بود که از بارزترین و مهمترین اساتید وی میتوان به استاد سید امرا… شاه ابراهیمی ، استاد درویش امیر حیاتی و استاد عابدین خادمی اشاره کرد . استاد ، سه تار و تار را نیز به طور حرفهای نزد استادان سید اسدا… شاه ابراهیمی ، احمد عبادی و کیخسرو پورناظری آموخت . دف را نزد صوفی نادر نادری و حاج محمود سروش و آواز را نیز در کنار استاد میرزاحسین خادمی فرا گرفت . بعدها به محضر استاد عابدین خادمی راه یافت؛ در این دوره و به صورت همزمان سرپرستی گروه تنبورنوازان صحنه را نیز بر عهده گرفت. استاد با انگشتان سحرآمیز و هنرمند خود و با روش مضراب کاری خاص ساز تنبور را با طمأنینه و متانت زائدالوصفی مینواخت که همین امر باعث شد ماهرترین و جانشین بیبدیل در ساز عرفانی تنبور لقب گیرد .
عضویت در اولین گروه تنبور نوازی در ایران
در سال 53 استاد شاه ابراهیمی با گردهم آوردن شاگردان خود اولین گروه تنبورنوازی را در کرمانشاه تشکیل داد. شاگردان وی در آن زمان عبارت بودند از: سید قاسم حقیقت نژاد، سید فرخ حقیقی، محمدحسین اسفندیاری، معصوم شربتی و سید خلیل عالی نژاد.
حضور در گروه تنبورنوازی استاد شاه ابراهیمی، فرصت مناسبی برای بروز استعدادهای سید خلیل جوان بود. او با این گروه اولین کنسرت خود را در سال 54 در تالار رودکی اجرا کرد. در این سال به همراه استاد شاه ابراهیمی و دیگر تنبورنوازان نخستین گروه نوازی تنبور در ایران را در تالار وحدت (رودکی) به روی صحنه بردند و طی چند شب متوالی مقام های باستانی تنبور همانند: جلو شاهی، بایه بایه و خان امیری را اجرا کردند.
سید خلیل در سال 55 نزد استاد عابدین خادمی از اساتید حوزه گوران (ساکن تهران) رفت و از محضر وی بهره گرفت. او سال بعد به توصیه استاد شاه ابراهیمی، نزد کیخسرو پورناظری رفت و به تکمیل سه تار نوازی، فراگیری نت و تئوری موسیقی پرداخت.
تنبورنوازی در رادیو و تلویزیون
انتخاب مظهر خالقی به عنوان مدیرکل رئیس رادیو و تلویزیون کرمانشاه در سال 56 با تغییر و تحولاتی در عرصه موسیقی همراه بود. خالقی در بدو ورود خود اقدام به تاسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به سرپرستی مسعود زنگنه کرد، و برای اولین بار رادیو و تلویزیون وقت یک ارکستر تنبور تشکیل داد. در این ارکستر هفت نفر تنبورنواز (که اغلب از شاگردان استاد شاه ابراهیمی بودند) حضور داشتند که عبارت بودند از: سید خلیل عالی نژاد، سید یحیی رعنایی، سید فرامرز رعنایی، سید احمد احمدی، سید قاسم حقیقت نژاد، معصوم شربتی و گل نظر عزیزی. همچنین مجتبی سلاح ورزی (دف)، علیرضا بس دست (نی) و سیاوش نورپور (سه تار) این گروه را همراهی می کردند و سید مرتضی شریفیان و سید جلال محمدیان نیز خوانندگی گروه را بر عهده داشتند.
کار این گروه به حدی پیشرفت کرد که کمتر از یکسال، مهیّای اجرای کنسرت در تالار رودکی شد و به مدت یک هفته در این تالار به اجرای برنامه پرداخت.
احیاء دوباره تنبور
شاگردی بود که با پشتکار و تحقیق و علاقه فطری ، استادِ استاد خود شد . وی در نواختن ساز تنبور به تکنیکهایی دست یافته بود که کمتر کسی قادر به اجرای آن بود و در دوران موسیقیایی خود بیش از "چهل آهنگ" ساخت که همین امر باعث احیاء دوباره ساز تنبور در نزد مردم و موسیقیدانان شد.
از بین چهل آهنگی که استاد ساختهاند میتوان به:
شوق وصل ، حال خونین دلان ، مژده میلاد ، در وفای عشق تو ، علی بود ، کریم ولامکان ، ناله تنبور ، آواز دهل، اشک پردهدر و… اشاره کرد .
همکاری با گروه تنبور شمس
در اوایل دهه ۶۰ گروه تنبور شمس به سرپرستی کیخسرو پورناظری تشکیل شد و عالی نژاد به جمع این گروه پیوست. حاصل همکاری با گروه تنبور شمس، تکنوازی و جواب آواز ماندگار سید خلیل در کاست صدای سخن عشق بود که با صدای شهرام ناظری انتشار یافت.
تحصیل در دانشگاه هنر
وی در سال ۱۳۷۵ در رشته موسیقی از دانشگاه هنر فارغ التحصیل شد. در دانشگاه ارتباط خوب و سامان یافته ای با استادان موسیقی کشور پیدا کرد و در راه پژوهش که همواره از نظرش دور نبود، از استادانی چون مرحوم محمد تقی مسعودیه و محمدرضا درویشی بهره برد.
ثمره این دوران
نوشتن پایان نامه ای با عنوان «تنبور از دیرباز تاکنون» است که از منابع مهم در زمینه تنبور می باشد.
تقویم کردی گرمسیری سلطانی
پس از آن در پی تنظیم تقویم کردی برآمد که آن را نیز کامل کرد.او تحقیقات فراوانی در زمینه کتب قدیمی، تقویم کردی و متون کهن یارستان انجام داده بود. عالی نژاد حدود 10 سال از عمرش را صرف تحقیق درباره نجوم و گاه شماری کردی مورد نیاز جامعه یارسان کرد، که نتیجه آن ارائه "تقویم کردی گرمسیری سلطانی" است که پس از تایید آن توسط مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، هر چند وقت یکبار در تعداد محدودی به چاپ می رسد. نکته جالب توجه اینکه ارائه این تقویم باعث شد تا بسیاری از مشکلات جامعه اهل حق (یارسان) به خصوص در ارتباط با زمان فریضه روزه برطرف گردد.
ساخت تنبور
او بر ردیف موسیقی دستگاهی ایران تسلطی کافی داشت. آواز را از مکتب میرزا حسین خادمی آموخته بود و از نادر نادری دف آموخت و تار را از کیخسرو پور ناظری، نواختن تارش به شیوه نوازندگی مکتب برومند نزدیک بود و پرده گیریها و زخمههای شمرده و جمله بندیهایش در سه تار، شیوهٔ نوازندگی یوسف فروتن را به یاد میآورد. سید خلیل علاوه بر نوازندگی تنبور به ساخت تنبور و سهتار نیز می پرداخت .ساختههای او با مهر شیدا محصول کارگاه مشترک به همراه عبدالرضا رهنما و بعد از سال ۱۳۷۰ در کارگاه شخصی اش با مهر قلندر موجود است.
گروه بابا طاهر
در اواسط دهه ۷۰ خود گروه بابا طاهر را تشکیل داد و اعضای گروه باباطاهر در اجلاس هنرهای دینی (۱۳۷۵ تهران) برنامهای اجرا کردند که ویدیو آن به نام زمزمهٔ قلندری به نفع خیریه کهریزک در اختیار علاقمندان قرار گرفت.وی بارها با این گروه در کنسرتها ، اجلاس جهانی هنر دینی و سازمان صدا و سیما به اجرای موسیقی پرداخت .
تن تار
«تن تار» ساز ابداعی اوست، سازی که به رغم داشتن شخصیتی مستقل فضای بین سه تار و تنبور را پر می کند .این ساز به ثبت ملی نرسیده است.
اظهارات فریدون حقیقی درباره قابلیتهای ساز تن تار:
تن تار سازی است بین تنبور و سه تار با قابلیتهای خوبی در صدادهی؛ هرچند نمی توان درباره قابلیت های این ساز در زمانی کوتاه سخن گفت، اما خیلی تلاش کردیم این ساز را به ثبت ملی برسانیم؛ ثبتی که هیچگاه رخ نداد.
تهران
در سال 1374 زادگاه خود را ترک کرده و در سعادت آباد تهران اقامت گزیند. سال های حضور در تهران چندان خوشایند وی نبود و از فعالیت های موسیقیایی اش بسیار کاسته شد.
سوئد
عالی نژاد در سال 79 از سوئد دعوتنامهای برای آموزش تنبور دریافت کرد و به آنجا سفر کرد.
جشنواره موسیقی حماسی
وی در سال ۱۳۷۶ به جشنواره موسیقی حماسی رفت و زیر بغل استاد و پیر مرادش درویش امیرحیاتی را گرفت و او را به صحنه تالار اندیشه برد تا هنرش را عرضه بدارد. خودش نیز در بخشی از برنامه مقامهای سوار سوار، سماع رقم چهارم، جلوشاهی و خان امیری را اجرا کرد و زیبایی کارش در آن بود که ماهور ایلامی و عالی مکان را برای اولین بار عرضه نمود که مورد تشویق تماشاگران قرار گرفت.
زندگی شخصی
سید خلیل متاهل و دارای فرزندی به نام حمید متولد سال 1362 بود.
تحصیلات و مدارک علمی:
لیسانس موسیقی از دانشگاه هنر تهران
آثار :
کتابها: تنبور از دیر باز تاکنون که رساله پایان نامه عالی نژاد جهت دریافت درجه کارشناسی از دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران بود۱۳۷۵.
- رساله یاری
- گزیدهای از دفتر احکام سرانجام است. بیست خرداد ۱۳۷۹. چاپ اول ۱۳۸۴.
- ترجمه و تفسیر دقیق کلامهایی همچون بخشی از کلام حضرت شیخ امیر و کلام حضرت تیمور بانیاران، مقابله نسخ ترجمه و کتابت کلام حضرت خان الماس.
- آلبومها
- آئین مستان
- ثنای علی
- زمزمهٔ قلندری
- آیین قلندری
- دونوازی شکرانه با همنوازی دف حمیدرضا خجندی
- و نیز آثار بسیاری از مراسم آیینی و اجراهای خصوصی
- ترجمه و تفسیر
- بخشی از «کلام حضرت شیخ امیر »
- «کلام حضرت تیمور بانیاران»
- مقابله نسخ و ترجمه « کلام حضرت خان الماس »

تاریخ فوت، محل فوت، هنگام فوت، محل دفن:
سرانجام استاد بی بدیل تنبور حقایق در میانسالی ودر سن44 سالگی در 27 یکشنبه آبان 1380 وآن هم در ماه مبارک رمضان (که ماه مولا علی است)با
ضربات ناجوان مردانه کارد به شهادت رسید وپیکر مطهرش را به آتش کشیدندزمانی که خبر کشته شدن سید منتشر شد به سبب جایگاه معنوی این فرزند ایران و محبوبیت او، اهمّ اخبار تلویزیون و مطبوعات شهر گوتنبرگ به این مهم اختصاص یافت.پیکرش در شهر صحنه در حجره خانوادگی در کنار پدر به خاک سپرده شد . صبح روز 14 آذر ماه 1380و 21 رمضان جنازه سیدخلیل در مقابل تالار وحدت تشییع و به زادگاهش انتقال یافت
مرگ سید خلیل عالی نژاد
مرگ وی، واقعه ای بسیار تلخ برای موسیقی ایران بود. او یک نابغه تمام عیار در زمینه موسیقی بود و علاوه بر موسیقی مقامی کرمانشاه، بر ردیف سازی و آوازی موسیقی سنتی ایران نیز تسلط کامل داشت. همچنین تار و سه تار را با قدرت و صلابت بسیار می نواخت. عالی نژاد به زیبایی شعر می گفت و تخلصش "بی قرار" بود.
برای اهل موسیقی همیشه این افسوس وجود داشته که ای کاش سید خلیل عالی نژاد به جای پرداختن به بحث و جدل های نافرجام با کج اندیشان، تنها به موسیقی می پرداخت. بی گمان اگر او زنده می ماند و مجالی برای فعالیت داشت یک تنه افق های جدیدتری را بر روی موسیقی عرفانی ایران می گشود. 
نقل قول و خاطرات:
فرهاد ذوالنوری: «به سوئد رفته بود تا در آنجا آموزش موسیقی بدهد. روز 27 آبان ماه 1380 پلیس سوئد جنازه او را سوخته کشف میکند. کالبدشکافیها نشان از این داشت که او را با چاقو تکهتکه کردهاند ولی متاسفانه هیچ وقت قاتل او پیدا نشد». یکی از حاضرین در مراسم ( که حاضر نیست نام خود را بگوید) در این باره گفت: «من همسایه روبهروی آموزشگاه او در شهر گوتنبرگ بودم . عالینژاد ساعت 9 صبح در آموزشگاه شاگرد داشته و باید به آنجا میرفت. این گونه که شواهد نشان میدهد ساعت هشتو سی دقیقه صبح کارت اتوبوس خود را زده و به سمت آموزشگاه رفته. 5 دقیقه تا آموزشگاه راه است، بنابراین هشت و سی و پنج دقیقه صبح به آموزشگاه رسیده. روی سقف همه خانهها در سوئد دستگاهی تعبیه شده که به محض ایجاد احتراق، زنگ خطر آن در اداره پلیس و آتشنشانی به صدا درمیآید. ساعت 9 صبح زنگ خطر آموزشگاه عالینژاد در اداره پلیس زده شده و پلیس با جسدی روبه رو میشود که به گفته خودشان با جسم سنگینی به سرش ضربه زدهاند و جای 5 ضربه چاقو نیز در بدن او دیده شده است. بعد جسد را با مادهای عجیب آتش زدهاند».
رامین کاکاوند: «روز 27 آبان ماه 1380 به گفته همسایه طبقه بالایی، سه نفر مهمان او بودند. دو نفر از آلمان آمده بودند و سومین نفر همکار عالینژاد در سوئد بوده است. البته این همکار که خیلیها اعتقاد دارند او هم از مسببین مرگ عالینژاد است حضور خود را در آنجا و در آن ساعت انکار میکند». 
قباد سالک همسایه او در شهرستان صحنه: «گروهی که زیر نظر (...) فعالیت میکردند به شدت با عالینژاد بد بودند.سیدخلیل هم نمیتوانست زیر بار حرف زور و نادرست برود. یادم میآید که سال 68 بود که حدود دو هزار نفر از آن دسته ،خانه سیدخلیل را محاصره کردند و آن را سنگباران کردند. سیدخلیل با دو سه نفر در خانه بود و نمیتوانستند از خود دفاع کنند. برای همین به پشتبام رفتند و مدتی آنجا ماندند تا آن عده بروند». قباد سالک ادامه میدهد: «یک بار هم در بازار صحنه و یک بار دیگر در گاراژ صحنه درگیری شد». سالک اما مهمترین این درگیریها را در اداره برق میداند: «بچهها چون عدهشان کمتر بود به داخل اداره برق رفتند و آنجا پناه بردند. آن طرفیها هم اداره را محاصره کرده بودند که ماموران نیروی انتظامی آمدند».
محمدرضا درویشی: « کسی سید را نشناخت. عالینژاد مغنی شاهد و خنیاگر مهر عشق و فرزانهای در موسیقی بود که به تنبور، این سازی که میرفت سخیف شود، اعتباری روزافزون بخشید. عالینژاد علاوه بر مقامهای باستانی و حقانی تنبور به ردیف دستگاهی ایران احاطه کامل داشت. او توانست در این سالها مجموعه عظیمی از نغمهها، حکایتها، رویاها و مقامها را دریابد، از مجموعه عظیم استادان و پیران توشه برچیند و بسیاری از رشتههای به هم ناپیوسته موسیقی، ادبیات، اعتقادات و رویاهای مردم ساکن در جلال پر وهم «اورامان» و زاگرس را به هم پیوند زند و تکههای جدا افتاده و پرتاب شده به این سو و آن سو از مقامها و کلام حقانی تنبور را گرد آورد. سیدخلیل علاوه بر استادی در نواختن تنبور، دستی بر تار و سهتار هم داشت. اما آنچه بیش از همه استاد را محبوب کرده بود شیوه خاص وی همراه با احساسی لطیف بود که از یک مراقبه روحانی نشات میگرفت و به حق شنونده را تحت تاثیر قرار میداد».
حالات اخلاقی استاد از زبان یکی از شاگردان ایشان به نام آقای ایرج حق دوست
بنده 15 سال شاگرد ایشان بودهام و خاطرات زیادی با ایشان دارم . نکتهای که زیاد مورد توجه اینجانب میباشد عرفان و خودسازی استاد بود . وی مردم را همواره عملاً و زباناً به سوی نور و حقیقت و خداپرستی دعوت میکرد و بسیار متواضع بود . استاد به تحقیق و سیاحت علاقه زیادی داشتند و به کشورهای مختلفی از جمله ژاپن ، سوئد ، چین سفر کرد . اوج خودسازی استاد این بود که در سال 6 ماه آن را روزه بود و به خودسازی و تهذیب نفس مشغول و هنگامی که فوت کردند 121 روز بود که روزه بود و …
بهزاد خالوندی:
دوستداران موسیقی عرفانی هیچگاه کوچ زودهنگام و تراژیک سیدخلیل عالی نژاد اسطوره موسیقی عرفانی کرمانشاه را از یاد نمی برند. نابغه ای که خیلی زود از میان جامعه هنری رفت و افسوس بسیاری را برای اهل هنر و دوستداران موسیقی بر جای گذاشت. عالی نژاد بی گمان یکی از برجسته ترین هنرمندان فعال در عرصه موسیقی عرفانی ایران بود که در طول زندگی کوتاه هنری اما پربار خود توانست اثرات بسیار عمیقی را بر موسیقی عرفانی برجای بگذارد. او در موسیقی تنبور غرق شده و بدل به یکی از ستون های اصلی موسیقی عرفانی گشته بود، جایگاهی رشک برانگیز که البته مورد حسد بسیاری نیز بود.
فریدون حقیقی؛سازنده سازهای ایرانی که دوستی دیرینه و نزدیکی با سیدخلیل عالی نژاد داشته: «سیدخلیل را خیلی ها نشناختند اما کسانی که از نزدیک با وی آشنا بودند می دانند که او علاوه بر هنر به اخلاق و عرفان تا چه اندازه پای بند بود ...سیدخلیل به بالاترین هنر یعنی عشق اعتقاد داشت و بر همان اساس هم عمل میکرد. او معتقد بود زمانیکه هنر برای عشق به خدا نباشد تبدیل به صنعت می شود. او هیچگاه به خاطر نوازندگی تنبور، مبلغی دریافت نکرد. آهنگ های ساخته شده توسط او نشان می دهد که همه آثار او نشات گرفته از عشق هستند. تشعشع آوای او همه را دگرگون می کرد».

ترانه ها وخاطره ها
خوانندگان:
مرضیه:بیگناه
ویگن: فنجون طلا
پروین:او رفت شب شد
الهه:پررنگین
گوینده: زهره ریاضی
تهیه کننده: محمد شوکت
ترانه ها وخاطره ها
خوانندگان:
قمر الملوک وزیری: اتشی در سینه دارم
مرضیه: ساغر شکسته
ویگن: در بسته
پروانه: گلی جان
گوینده: زهره ریاضی
تهیه کننده: محمد شوکت
ترانه ها وخاطره ها
خوانندگان:
پوران:سرو چمن
جواد بدیع زاده: خزان عشق
باسمین: بزم شیراز
فرح: او نیامد
عباس مهرپویا: فردای روشن
گوینده: مهر انگیز خوانساری
تهیه کننده: محمد شوکت
ترانه ها وخاطره ها
خوانندگان:
الهه: از خون جوانان وطن
تاج اصفهانی:به اصفهان رو
غزال: کیه کیه در میزنه
داریوش رفیعی:از هر چمن گلی
گوینده: مهر انگیز خوانساری
تهیه کننده: محمد شوکت
ترانه ها وخاطره ها
خوانندگان:
روح انگیز: خرابات
بهرام سیر: نوای کاروان
پروین: تو بیا
محمد نوری: بدرود
رفتم از یادت:پوران
گوینده: مولود ذهتاب
تهیه کننده: محمد شوکت
یک شاخه گل
اواز: ایرج
ویولون: حبیب الله بدیعی
مجید نجاحی: سنتور
تنبک: جهانگیر ملک
غزل اواز: پژمان بختیاری
اهنگ: همایون از جواد معروفی
اشعار متن برنامه:ظالب املی/هلالی جعتایی/ تیری اصفهانی
گوینده: روشنک
همانطوریکه دوستان صاحب نظر مطلع می باشند اخرین شماره یک شاخه گل شماره 465 بوده است ظاهرا در زمان ضبظ این برنامه گوینده به اشتباه این شماره برنامه را 488 اعلام میکند که اشتباه بوده است برنامه حاضر اصل برنامه 448 می باشد که دارای اعلام وشناسنامه می باشد

پیش از این گر سخن از نغمه داودی بود