قالب وبلاگ
گلبانگ موسیقی ایرانی
 
لینک های مفید
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمد رضا شجریان

سه تار: جلال ذوالفنون

غزل اواز: شیخ اجل سعدی/بابا طاهر

مخالف سه گاه

 

 

 

 

دوش بی روی تو آتش به سرم بر می‌شد

 

و آبی از دیده می‌آمد که زمین تر می‌شد

 

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 27 مرداد1393 ] [ 1:24 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمد رضا شجریان

همنوازان: پرویز یاحقی/محمد موسوی

غزل اواز: حافظ/سعدی/حافظ

 

 

 

 

 

دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که اين بازی توان کرد

 

به همت دوست بزرگوار جناب علی اقای بزرگوار بخش اول و دوم بارگذاری گردید


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ یکشنبه 26 مرداد1393 ] [ 12:20 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز:محمود محمودی خوانساری/کورس سرهنگ زاده

همنوازان اواز:حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف/جهانگیر ملک

 

 

این برنامه قبلا بارگذاری وپیشکش شده بود  لیکن قسمت اواز سرهنگ زاده حذف گردیده بود که این فایل کامل می باشد


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 23 مرداد1393 ] [ 11:9 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: حسین قوامی

سه تار: فریدون احتشامی

غزل اواز:بابا طاهر/هوشنگ ابتهاج/فرخی سیستانی/معینی کرمانشاهی

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 16 مرداد1393 ] [ 6:46 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمد رضا شجریان

همنوازی: پرویز مشکاتیان/جمشید محبی

اجرا شده: منزل شجریان 4-7-63 (تولد فرزانه)

  

این برنامه توسط عزیز بزرگواری پیشکش شده است

 

 

من چه در پای تو ريزم که سزای تو بود

 

سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ یکشنبه 12 مرداد1393 ] [ 11:48 قبل از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز: محمدرضا شجریان

با همکاری: مجید درخشانی/جلیل عندلیبی

 

نماز شام غریبان چو گریه آغازم


به مویه‌های غریبانه قصه پردازم

 

این برنامه قبلا با زمان 22 دقیقه در دسترس بوده است

برنامه بارگذاری شده 35 دقیقه می باشد اختلاف زمانی برنامه بارگذاری شده وبرنامه در دسترس بخاطر حذف 12 دقیقه از ابتدای برنامه بوده است


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ جمعه 10 مرداد1393 ] [ 0:14 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: محمد رضا شجریان

با هنرمندی: حبیب الله بدیعی/جهانگیر ملک

اجرا شده منزل بدیعی 17/4/65

غرل اواز: پیر عرفان حافظ

 

این برنامه توسط دوست بزرگواری پیشکش به عاشقان موسیقی ملی ایران شده است


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ جمعه 3 مرداد1393 ] [ 1:55 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

به یاد دو هنرمند یگانه جلیل شهناز وحسن کسایی

اواز: حسن کسایی

همنواز اواز: جلیل شهناز

اواز: جلیل شهناز

همنواز اواز: حسن کسایی

اجرا شده در تاریخ 6-1-1370 در منزل رضا کسایی

 

 


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 28 خرداد1393 ] [ 6:11 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

اواز:محمد طاهر پور

همنواز: شهنواز تار 

غزل اواز:حافظ


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ شنبه 24 خرداد1393 ] [ 4:23 بعد از ظهر ] [ محسن ]
برنامه های خصوصی هنرمندان

 

همنوازی: حبیب الله بدیعی/فضل الله  توکل/امیرناصرافتتاح

 

اجرای قطعاتی در سه گاه

 

اجرا شده در 10/12/1361


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 15 خرداد1393 ] [ 11:2 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: شجریان

ترانه: مهستی

همنوازان : حبیب الله بدیعی/فضل الله توکل


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 15 خرداد1393 ] [ 5:23 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: کورس سرهنگ زاده/هایده/گلپایگانی

همنواز اواز: حبیب الله بدیعی


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 8 خرداد1393 ] [ 7:8 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: هایده

همنواز اواز: حبیب الله بدیعی

 

دریافت برنامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 5 خرداد1393 ] [ 11:35 بعد از ظهر ] [ محسن ]

به یاد دکتر ابراهیم باستانی پاریزی


خصوصی


اواز: محمود محمودی خوانساری


همنوازان: حبیب الله بدیعی/فضل الله توکل


کلام: دکتر باستانی پاریزی



باز شب امد وشد اول بیداری ها


من وسودای دل  وفکر گرفتاری ها


شب خیالات وهمه روز تکاپوی حیات


خسته شد جان وتنم زین همه تکراری ها


نوجوانی به هوس رفت واز ان برجا ماند


تنگی سینه وبی خوابی وبیماری ها


سرگذشتی گنه الود وحیاتی مغشوش


خاطراتی سیه از ضبط خطا کاری ها



برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
[ چهارشنبه 6 فروردین1393 ] [ 8:5 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

همنوازی: حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در بیات ترک

تاریخ اجرا:22/12/61

یاد ونام همه هنرمندان پر کشیده از گلزار موسیقی ملی پهنه ایرانزمین همواره خوش باد


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
[ پنجشنبه 22 اسفند1392 ] [ 11:41 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

با ارزوی عمری باعزت همراه با ارامش برای فرهنگ شریف ونادر گلچین


اواز: نادر گلچین


همنوازی: حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف/جهانگیر ملک

غزل اواز: فروغی بسطامی/هاتف اصفهانی


کنون که صاحب مزگان شوخ وچشم سیاهی

نگاه دار دلی را که برده ای به نگاهی

مقیم کوی تو تشویش صبح وشام ندارد

که در بهشت نه سالی معین است ونه ماهی

چو در حضور تو ایمان وکفر راه ندارد

چه مسجدی چه کنشتی چه طاعتی چه گناهی

مده به دست سپاه فراق ملک دلم را

به شکر ان که در اقلیم حسن بر همه شاهی

تسلی دل خود می دهم به ملک محبت

گهی به قطره اشکی گهی به شعله اهی


چه شود به چهره زرد من

نظری برای خدا کنی

که اگر کنی همه درد من

به یکی نظاره دوا کنی

تو شهی وکشور جان تو را

ز ره کرم چه زبان تو را

همه غمم بود از همین

که خدا نکرده خطا کنی


یاد ونام حبیب الله بدیعی وجهانگیر ملک همواره گرامی وخوش باد


برچسب‌ها: برنامه های خصوصی هنرمندان
[ شنبه 25 خرداد1392 ] [ 0:38 قبل از ظهر ] [ محسن ]
ترانه رسوای زمانه (اجرا شده زنده در استودیو گلها)

اواز: الهه

همنواز: جلیل شهناز

اهنگ سه گاه از: همایون خرم

ترانه سرا: بهادر یگانه


عاشق سرمست وبی پروا منم

بی خبر از خویش ودنیا منم

در دل دشت جنون اواره ام

گرد باد سرکش صحرا منم

بسکه با دل وجانم امیختی

کس نداند کس نداند این تو هستی یا منم

بسکه با دل وجانم امیختی

کس نداند کس نداند این تو هستی یامنم

شمعوپروانه منم مست میخانه منم

رسوای زمانه منم دیوانه منم

رسوای زمانه منم دیوانه منم

یار پیمانه منم از خود بیگانه منم

رسوای زمانه منم دیوانه منم

چون باد صبا دربدرم

با عشق وجنون همسفرم

شمع شب بی سحرم

از خود نبود خبرم

رسوای زمانه منم دیوانه منم

توای خدای من  شنو نوای من

زمین واسمان تو میلرزد به زیر پای من

مه وستارگان تو میسوزد ز ناله های من

رسوای زمانه منم دیوانه منم

رسوای زمانه منم دیوانه منم

وای از این شیدا دل من

مست وبی پروا دل من

مجنون هر صحرا دل من

رسوا دل من رسوا دل من

لاله ی تنها دل من داغ حسرت ها دل من

سرمایه ی سودا دل من

رسوا دل من رسوا دل من

خاکستر پروانه منم خون دل پیمانه منم

چون شور ترانه تویی چون اه شبانه منم

رسوای زمانه منم دیوانه منم

رسوای زمانه منم دیوانه منم


برچسب‌ها: خصوصی
[ پنجشنبه 12 اردیبهشت1392 ] [ 11:53 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: محمود محمودی خوانساری

همنوازان اواز: حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف

غزل اواز: ؟ / پیر پارس/ ابوالحسن ورزی


زحال هرکه پرسم در این عالم غمی دارد

غم عشق ارزومندم که شیرین عالمی دارد

زساز دهر غیر از بینوایی نغمه ای ناید

نوای عشق را نازم که خوش زیر وبمی دارد



 ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان امد وقت است که باز ایی

دایم گل این بستان شاداب نمی ماند

دریاب ضعیفان را در وقت توانایی


یک روز در اغوش تو ارام گرفتم

یک عمر قرار از دل ناکام گرفتم

افسوس که چون لاله پر از خون جگر بود

جامی که زدست تو گل اندام گرفتم

از ساده دلی مشق وفاداری من شد

هردرس که زبد عهدی ایام گرفتم




[ پنجشنبه 22 تیر1391 ] [ 3:53 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

همنوازی: حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف/جهانگیر ملک

اجرای قطعاتی در بیات اصفهان

[ جمعه 16 تیر1391 ] [ 9:19 بعد از ظهر ] [ محسن ]
تکنوازی


استاد جلیل شهناز



دکلمه:

هنرمندی که مضراب او صدای ملت ایران است

صدای تاریخ است
صدای گذشته هاست
صدای قرون و اعصار است
صدای عرفان و معرفت و فرهنگ است

فریاد فریدالدین عطار نیشابوریست
که زیر تازیانه مغول نالید
فریاد کمال الدین اسماعیل اصفهانیست
که زیر سم ستوران مغول جان به جان آفرین تسلیم کرد
فریاد اصفهان است در فاجعه افغان
فریاد ایران است در حمله عرب
و صدای همه شادی ها، صدای همه لبخندها
و بالاخره صدای تاریخ

[ دوشنبه 29 خرداد1391 ] [ 2:14 قبل از ظهر ] [ محسن ]
درود بر دوستان وصاحبدلان

بزرگواران  طبق اظهار دوست وسرور بزرگوار جناب نادر عزیز که برای

 عیادت به منزل استاد شهناز عزیمت نموده بودند که متاسفانه از طریق

 داماد استاد مطلع شدند که بدلیل نامساعد بودن حال استاد شنهاز مجدد

 ایشان در بیمارستان بستری شده اند.

عزیزان از همگی شما تقاضا مندم برای سلامتی استاد دعا بفرمائید که به

 حق یگانه ی مهرافرین سایه استاد  را بر سر موسیقی پهنه ایرانزمین

 مستدام بدارد


خصوصی 

 

سه تار نوازی وصدای دلنشین استاد جلیل شهناز


غزل اواز: مولانا



من عاشق جانبازم از عشق نپرهیزم


من مست سراندازم از عربده نگریزم


گویند رفیقانم از عشق نپرهیزی ؟


در عشق بپرهیزم پس با چه برآمیزم؟


پروانه دمسازم میسوزم و میسازم


در پی خودی و مستی می افتم و می خیزم


گر سر طلبی من سر در پای تو اندازم


ور زر طلبی من زراندر قدمت ریزم


فردا که خلایق را از خاک برانگیزند


بیچاره من مسکین از خاک تو برخیزم


گر دفتر حسنت را در حشر فرو خواند


اند عرصات آن روز شوری دگر انگیزم


گو در عرصات آید شمس الحق تبریزی


من خاک سر کویت با مشک بیاویزم



[ یکشنبه 28 خرداد1391 ] [ 11:55 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: زنده یاد حسن کسایی

همنوازی کمانچه: جلیل شهناز





غزل اواز: عصمت بخارایی


سر خوش از کوی خرابات گذر کردم دوش

به طلب کاری ترسا بچه ی باده فروش

پیشم آمد به سر کوچه پری رخساری

کافری، جلوه گری، زلف چو زنّار به دوش

گفتم این کوی چه کوی است، تو را خانه کجاست

ای مه نو خم ابروی تو را حلقه به دوش

گفت تسبیح به خاک افکن و زنّار ببند

سنگ بر شیشه ی تقوی بزن و باده بنوش

بعد از آن پیش من آ تا به تو گویم سخنی

سخن این است اگر بر سخنم داری گوش

زود دیوانه و سر مست دویدم سویش

به مقامی برسیدم که نه دین ماند و نه هوش

دیدم از دور گروهی همه دیوانه و مست

وز تف باده ی عشق آمده در جوش و خروش

بی دف و ساقی و مطرب همه در رقص و سماع

بی می و جام و صراحی همه در نوشا نوش

چون سر رشته ی ناموس بشد از دستم

خواستم تا سخنی پرسم از او، گفت خموش

این نه کعبه ست که بی پا و سر آیی به طواف

وین نه مسجد که در آن بی خبر آئی به خروش

این خرابات مغان است و در آن مستانند

از دم صبح ازل تا به قیامت مدهوش

گر تو را هست در این شیوه سر یکرنگی

دین و دانش به یکی جرعه چو "عصمت" بفروش

 

 

 

 


[ جمعه 26 خرداد1391 ] [ 1:55 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: ایرج/دادبه/شاهزیدی

همنوازان اواز: احمد عبادی/حسن کسایی


دوستی اعلام فرموده اند که قسمت دوم اواز را تقی سعیدی اجرا می کنند نه اقای دادبه

با سپاس از ایشان

[ چهارشنبه 24 خرداد1391 ] [ 4:7 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: اکبر گلپایگانی

همنواز: اسدالله ملک

غزل اواز: سیمین بهبهانی


ستاره دیده فروبست وارمید بیا

شراب نور به رگ های شب روید بیا

زبس به دامن شب شب اشک انتظارم ریخت

گل سپیده شکفت وسحر دمید بیا

زبس نشستم وباشب حدیث غم گفتم

زغصه رنگ من و رنگ شب پرید بیا

[ یکشنبه 21 خرداد1391 ] [ 10:54 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: محمد رضا شجریان

همنوازی: جلیل شهناز/حسن کسایی/ناصر فرهنگفر

کلام:پیر پارس

اجرا شده:23/2/63


 



جز آستان توام در جهان پناهی نیست 
سر مرا بجز این در حواله گاهی نیست 

عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازم 
که تیغ ما بجز از ناله‌ای و آهی نیست
 

چرا ز کوی خرابات روی برتابم 
کز این به هم به جهان هیچ رسم و راهی نیست 

زمانه گر بزند آتشم به خرمن عمر 
بگو بسوز که بر من به برگ کاهی نیست
 

غلام نرگس جماش آن سهی سروم 
که از شراب غرورش به کس نگاهی نیست 

مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن 
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست 


عنان کشیده رو ای پادشاه کشور حسن 
که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست 

چنین که از همه سو دام راه می‌بینم 
به از حمایت زلفش مرا پناهی نیست 

خزینه دل حافظ به زلف و خال مده 

که کارهای چنين حد هر سياهی نيست

[ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 9:38 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

همنوازی: حبیب الله بدیعی/ فضل الله توکل/امیر ناصر افتتاح

اجرا شده در:10/12/61

در سه گاه

[ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 5:39 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی ( منزل کسایی)


اواز: محمد رضا شجریان

همنواز: پرویز مشکاتیان

کلام: پیرپارس

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانهی عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها
مدّعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
ناامیدم مکن از سابقه ی لطف ازل
تو چه دانی که پس پرده که خوبست و که زشت
نه من از خلوت تقوی به در افتادم و بس

پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا روز اجل گر به کف آری جامی
یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت

 


[ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 10:55 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی  ( منزل کسایی)

اواز: محمد رضا شجریان

همنوازی: حسن کسایی/پرویز مشکاتیان

کلام: \پیرپارس


ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار 
ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار
نکته‌ای روح فزا از دهن دوست بگو 
نامه‌ای خوش خبر از عالم اسرار بیار
تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام 
شمه‌ای از نفحات نفس یار بیار
به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز 
بی غباری که پدید آید از اغیار بیار
گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب 
بهر آسایش این دیده خونبار بیار
خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست 
خبری از بر آن دلبر عیار بیار
شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن 
به اسیران قفس مژده گلزار بیار
کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست 
عشوه‌ای زان لب شیرین شکربار بیار
روزگاریست که دل چهره مقصود ندید 
ساقیا آن قدح آینه کردار بیار
دلق حافظ به چه ارزد به می‌اش رنگین کن 
وان گهش مست و خراب از سر بازار بیار


[ جمعه 22 اردیبهشت1391 ] [ 7:34 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: اکبر گلپایگانی

همنواز: حبیب الله بدیعی

کلام: هما گرامی



گفتی شتاب رفتن من از برای توست
آهسته تر برو که دلم زیر پای توست

با قهر میگریزی و گویا که غافلی
آرام سایه‌ای همه جا در قفای توست

سر در هوای مهر تو رفت و هنوز هم
در این سری که از کف ما شد هوای توست

چشمت رهم نمیدهد به گذر گاه عافیت
بیمارم و خوشم که دلم مبتلای توست

خوش میروی به خشم و به ما رو نمیکنی
این دیده از قفا به امید وفای توست

ای دل نگفتمت حذر از راه عاشقی؟
رفتی، بسوز، این‌همه آتش سزای توست

ما را مگو حکایت شادی که تا به حشر
مایئم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست

بیگانه‌ام ز عالم و بیگانه‌ای ز ما
بیچاره آن کس که دلش آشنای توست

بگذشت و گفت این به قفس افتاده کیست
این مرغ پر شکسته محزون همای توست 


[ سه شنبه 19 اردیبهشت1391 ] [ 8:40 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز بیات اصفهان: محمد رضا شجریان

همنواز: شاپور نیاکان

کلام: پیرپارس


صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم


تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم


دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود


مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم


آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات


در یکی نامه محال است که تحریر کنم


با سر زلف تو مجموع پریشانی خود


کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم


آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد


در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم


گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد


دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم


دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی


من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم


نیست امید صلاحی ز فساد حافظ


چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم



بـــــه مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم


بــیا کز چشم بیمارت هـــــزاران درد برچـــــینم  


الا ای همنشین دل کـــــه یارانت برفـــت از یاد


مرا روزی مـــباد آن دم که بی یاد تو بنشیـــــنم  


جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد


که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شـیرینم  


ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چـــــون گــل


بیار ای باد شبگیری نســـــیمی زان عرق چینم  


جهان فانی و باقی فدای شـــــاهد و ســـــــاقی


که سلطانی عالم را طفیل عشـــــــــق می‌بینم  


اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست


حرامم باد اگر من جان به جای دوســـــت بگزینم  


صـــــباح الخـیر زد بلـــــبل کجایی ساقیا برخـــیز


که غوغا می‌کــند در سر خیال خواب دوشـــــینم  


شب رحلت هم از بـــــستر روم در قصر حورالعین


اگر در وقت جـــــان دادن تو باشــــی شمع بالینم 

 
حدیـــث آرزومندی که در این نامه ثبت افــــــــــتاد


هـمانا بـــــی‌غلط باشد که حـــــافظ داد تلقـــــینم 



[ شنبه 16 اردیبهشت1391 ] [ 7:10 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: محمد رضا شجریان

کلام: پیرپارس/بابا طاهر

همنوازی: پرویز مشکاتیان/محمد موسوی


مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کِشته خویش آمد و هنگام درو
گفتم: ای بخت! بِخُسبیدی و خورشید دمید
 گفت: با این همه از سابقه نومید مشو
تکیه بر اختر شب گرد مکن کاین عیار
تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو
گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک
از فروغ تو به خورشید رسد صد پرتو
آسمان گو مفروش این عظمت، کاندر عشق
 خرمن مه به جوی خوشه پروین به دو جو
گوشوار در و لعل ار چه گران دارد گوش
دورِ خوبی گذران است؛ نصیحت بشنو!
چشم بد دور ز خال تو که در عرصه حُسن
بیدقی راند که بُرد از مَه و خورشید گرو
هر که در مزرع دل تخم وفا سبز نکرد
زرد رویی کشد از حاصلِ خود گاهِ درو
اندرین دایره میباش چو دف حلقه بگوش
ور قفایی خوری٬ از دایره خویش مرو 





آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ! این خرقه پشمینه بینداز و برو!



دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم
از دل تنگ گنهکار برآرم آهی
آتش اندر جگر آدم و حوا فکنم
خورده‌ام تیر فلک باده بده تا سرمست
عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم
جرعه جام بر این تخت روان افشانم
غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم
  
دلی دیرم خریدار محبت
کز او گرم است بازار محبت
لباسی دوختم بر قامت دل
ز پود محنت و تار محبت

 خوشا آنان که سودای تو ديرن
که سر پيوسته در پای تو ديرن
به دل ديرم تمنای کسانی
که اندر دل تمنای تو ديرن

غم عشقت بیابون پرورم کرد
هوای بخت بی بال و پرم کرد
به مو گفتی صبوری کن صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد

دلم بي وصل ته شادي مبيناد
به غير از محـنت آزادي مبيـناد
خـــراب آباد دل بـي مقــدم تو
الهـــي هــرگـز آبادي مبـيــنـاد

مرا نه سر نه سامون آفریدند
پریشونم پریشون آفریدند
پریشون خاطران رفتند در خاک
مرا از خاک ایشون آفریدند

خداوندا مو بیزارُم از این دل
شو و روزان در آزارُم از این دل
ز بس نالیدُم از نالیدنُم تنگ
زمو بستون که بیزارُم از این دل

به روی دلبری گر مایل استم
مکن منعم گرفتار دل استم
خدایا ساربان آهسته می ران
که مو وامانده ی این قافله استم 

دو زلفونت بود تار ربابم
چه میخواهی از اين حال خرابم
تو كه با ما سر ياری نداری
چرا هر نيمه شو آيی به خوابم

به صحرا بنگرم صحرا ته بینم
به دریا بنگرم دریا ته بینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته بینم
مو كز سوته دلانم چون ننالم
مو كز بيحاصلانم چون ننالم
نشسته بلبلان با گل بنالند
مو كه دور از گلانم چون ننالم

بی ته گلشن چو زندونه به چشمم
گلستون آذرستونه به چشمم
بی ته همه عمر و زندگانی 
همه خواب پریشونه به چشمم

ما را همه شب نمی‌برد خواب
ای خفته روزگار دریاب
در بادیه تشنگان بمردند
وز حله به کوفه می‌رود آب
یارا تو کجا و ما کجاییم
  تو یار که ای و ما تو را ییم
چون من شده ام به بوی تو مست



[ چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 ] [ 9:21 بعد از ظهر ] [ محسن ]
یونسکو سال 1335

اواز:اکبر گلپایگانی

همنواز: علی اصغر بهاری

کلام: استاد سخن سعدی


ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی

جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی

به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت

که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی

مرا مپرس که چونی به هر صفت که تو خواهی

مرا مگوی که چه نامی به هر لقب که تو خوانی

چنان به نظره اول ز شخص می‌ببری دل

که باز می‌نتواند گرفت نظره ثانی

تو پرده پیش گرفتی و ز اشتیاق جمالت

ز پرده‌ها به درافتاد رازهای نهانی

بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد

تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی

چو پیش خاطرم آید خیال صورت خوبت

ندانمت که چه گویم ز اختلاف معانی

مرا گناه نباشد نظر به روی جوانان

که پیر داند مقدار روزگار جوانی

تو را که دیده ز خواب و خمار باز نباشد

ریاضت من شب تا سحر نشسته چه دانی

من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم

تو می‌روی به سلامت سلام من برسانی

سر از کمند تو “سعدی” به هیچ روی نتابد

*اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی*


[ دوشنبه 4 اردیبهشت1391 ] [ 7:22 بعد از ظهر ] [ محسن ]

کنسرت

اواز: علی جهاندار

همنوازی: شهرام میرجلالی/الوندی پور

کلام: استاد سخن سعدی 



گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود

آنچنان جای گرفته است که مشکل برود

دلی از سنگ بباید به سر راه وداع

تا تحمل کند آنروز که محمل برود

اشک حسرت به سرانگشت فرو میگیرم

که گرش راه دهم قافله در گل برود

ره ندیدم چو برفت از نظرم صورت دوست

همچو چشمی که چراغش ز مقابل برود

کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست

مگر آنکس که به شهر آید و غافل برود

گر همه عمر نداده است کسی دل به خیال

چون بیاید به سر راه تو بیدل برود

روی بنمای که صبر از دل صوفی ببری

پرده بردار که هوش از سر عاقل برود

سعدی ار عشق نبازد،چه کند ملک وجود

حیف باشد که همه عمر به باطل برود


کلام:؟

دل به يار بيوفاي خويشتن

دادم و ديدم سزاي خويشتن

زخم فرهاد و من از يك تيشه بود

او به سر زد من به پاي خويشتن

هركه ننشيند به جاي خويشتن

افتد و بيند سزاي خويشتن


کلام: طبیب اصفهانی


آشیانی دیدم از هم ریخته

یادم آمد از سرای خویشتن

[ چهارشنبه 30 فروردین1391 ] [ 4:44 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز:  حسام الدین سراج/محمد رضا شجریان

همنوازی: شهرام میرجلالی

کلام اواز: علی اطهری کرمانی/ پیر پارس



رفتی ولی کجا؟ تو به دل جا گرفته‌ای 

دل جای توست گرچه دل از ما گرفته‌ای 

ای نخل من که برگ و برت شد ز دیگران 

گویی از آب دیدهٔ من پا گرفته‌ای 

خارم به دل فرو مکن ای گل به نیشخند

اکنون که روی سینهٔ من جا گرفته‌ای 

بگذار تا ببینمش اکنون که می‌رود 

ای اشک از چه راه تماشا گرفته‌ای؟ 

ترسم به عهد خویش نپایی و بشکنی 

این دل که از منش به تمنا گرفته‌ای 

گفتی صبور باش به هجرانم " اطهری" 

آخر تو صبر از دل شیدا گرفته‌ای 



بنال ای بلبل اگر با منت سر یاری است
که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاری است


بر آن چمن که نسیم وزد ز طره ی دوست
چه جای دم زدن نافه های تاتاری است

بیار باده که رنگین کنیم جامه ی دلق
که مست جام غروریم و نام هوشیاری است

بسته اند در توبه حالیا برخیز
که توبه ی وقت گل از عاشقی ز بیکاری است

سحر کرشمه ی وصلش به خواب می دیدم
زهی مراتب خوابی که به ز بیداری است

خیال زلف تو پختن نه کار خامان است
که زیر سلسله رفتن طریق عیاری است

لطیفه ای است نهانی که عشق ازو خیزد
که نام آن نه لب لعل و خط زنگاری است


جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال


هزار نکته در این کار و بار دلداری است


به آستان تو مشکل توان رسید آری


عروج بر فلک سرمدی به دشواری است


روندگان طریقت به نیم جو نخرند


قبای اطلس آن کس که از هنر عاری است


دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ
که رستگاری جاوید در کم آزاری است


[ سه شنبه 29 فروردین1391 ] [ 10:14 بعد از ظهر ] [ محسن ]

خصوصی

اواز: احمد مراتب

همنوازی: جلیل شهناز/حسن کسایی

کلام: فروغی بسطامی




زاهد و سبحه صد دانه و ذکر سحری

                        من و پیمودن پیمانه  و دیوانه گری

چون همه وضع جهان گذران درگذراست

                  مگذر از عالم  شیدایی  و شوریده سری

تا کی از شعبده دور فلک خواهد بود

                           باده عیش بجام من و کام  دگری

تا شدم بی خبر از خویش خبرها دارم

                 بیخبر شو که خبرهاست در این بیخبری

تا شدم بی اثر از ناله اثرها دیدم

                  بی اثرشوکه اثرهاست دراین بی اثری

تا زدم لاف هنر خواجه به هیچم نخرید

                بی هنرشوکه هنرهاست دراین بی هنری

تا سر خود نسپردیم بخاک در دوست

                     خاطر آسوده نگشتیم از این دربدری

بیستون تاب تب تیشه فرهاد نداشت

            عشق را بین که از آن کوه گران شد کمری

          تا فروغی خط آن ماه درخشان سر زد

          فارغم روز و شب از فتنه دور قمری


[ سه شنبه 29 فروردین1391 ] [ 2:52 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: محمد رضا شجریان

همنوازی:محمد موسوی/ پرویز مشکاتیان

کلام: پیر پارس


رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

من ار چه در نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

چو پرده دار به شمشیر می‌زند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است
چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند

سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود
که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند

غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند

توانگرا دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند

بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند

ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند

[ شنبه 26 فروردین1391 ] [ 0:0 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: احمد مراتب

همنوازان: جلیل شهناز/جانقربان

کلام: پیر پارس


دو یار زیرک و از باده کهن دومنی

فراغتی و کتابی و گوشه چمنی

من این مقام به دنیا و آخرت ندهم

اگر چه در پی ام افتند هر دم انجمنی

هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد

فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی

بیا که رونق این کارخانه کم نشود

به زهد همچو تویی یا به فسق همچو منی

ز تندباد حوادث نمی‌توان دیدن

در این چمن که گلی بوده است یا سمنی

ببین در آینه جام نقش بندی غیب

که کس به یاد ندارد چنین عجب زمنی

از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت

عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی

به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند

چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی

مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ

کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی


[ جمعه 25 فروردین1391 ] [ 12:8 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: نادر گلچین

همنوازی: حبیب الله بدیعی

کلام: پیر پارس




الا یا ایهاالساقی ادر کاسا و ناولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

 

به بوی نافه‌ای کآخر صبا زان طره بگشاید

ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها

 

مرا در منزل جانان چه امن و عیش چون هر دم

جرس فریاد می‌دارد که بر بندید محملها  

 

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید

که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزلها

 

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل

کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

 

همه کارم ز خودکامی به بد نامی کشید آخر

نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفلها

 

حضوری گر همی خواهی، ازو غایب مشو حافظ

متی ما تلق من تهوی دع‌الدنیا و اهملها


[ جمعه 25 فروردین1391 ] [ 0:0 قبل از ظهر ] [ محسن ]
کنسرت :

اواز: پریسا / رضوی سروستانی

اجرا شده در سال 1356 در زاپن

همنوازان: جلال ذوالفنون/محمد موسوی/مرتضی اعیان


اواز پریسا 

کلام پیر پارس


معاشران گره از زلف یار باز کنید


شبی خوشست بدین قصه اش دراز کنید


حضور خلوت انس است و دوستان جمعند


وان یکاد بخوانید و در فراز کنید


رباب و چنگ ببانگ بلند می گویند


که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید


اواز: ضربی/پریسا


ان شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

یارب ابن تاثیر دولت در کدامین کوکب است

تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد

هر دلی از حلقه ای در ذکر یارب یارب است


اواز ضربی: رضوی سروستانی

کلام: مولانا


با من صنما دل یک دله کن 
گر سر ننهم آنگه گله کن

مجنون شده‌ام از بهر خدا 
زان زار تو مرا یک سلسله کن

آخر تو شبی رحمی نکنی 
بر رنگ و رخ همچون زر من

تو سرو و گل و من سایه تو 
من کشته تو تو حیدر من


اواز:رضوی سروستانی

کلام: مولانا


بشنو از نی چون حکایت می کند
از جدایی ها شکایت می کند

کز نیستان تا مرا ببریده اند
در نفیرم مرد و زن نالیده اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق

من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوشحالان شدم


آتش عشق است کاندر نی فتاد
جوشش عشق است کاندر می فتاد


اواز: ضربی رضوی سروستانی

کلام: مولانا

مکن ای دوست مکن - این همه بیداد مکن 

مبر از یاد مرا - وز دگران یاد مکن 

(قربان برم روی تورا) 2 - وان چشم جادوی تو را 

روی تو را موی تورا - (کمند گیسوی تو را) 2 

بر لب بام بیا - گوشه ابرو بنما 

روزه داران رخت - منتظر ماه نواند 


اواز: پریسا

کلام: شیخ بهایی/پیر پارس

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول وتو غایب زمیانه

هر در که زنم صاحب ان خانه تویی تو

هرجا که روم پرتو کاشانه تویی تو


منم که گوشه میخانه خانقاه من است

دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است

از ان زمان که بر این استان نهادم روی

فراز مسند خورشید تکیه گاه من است

گناه اگر چه نبود به اختیار ما حافظ

تو در طریق ادب باش  و گو گناه من است

[ چهارشنبه 23 فروردین1391 ] [ 6:19 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: محمد رضا شجریان

همنوازان: فرهنگ شریف/ محمد موسوی

کلام: پیر پارس



ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار 
ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار
نکته‌ای روح فزا از دهن دوست بگو 
نامه‌ای خوش خبر از عالم اسرار بیار
تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام 
شمه‌ای از نفحات نفس یار بیار
به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز 
بی غباری که پدید آید از اغیار بیار
گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب 
بهر آسایش این دیده خونبار بیار
خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست 
خبری از بر آن دلبر عیار بیار
شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن 
به اسیران قفس مژده گلزار بیار
کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست 
عشوه‌ای زان لب شیرین شکربار بیار
روزگاریست که دل چهره مقصود ندید 
ساقیا آن قدح آینه کردار بیار
دلق حافظ به چه ارزد به می‌اش رنگین کن 
وان گهش مست و خراب از سر بازار بیار



[ پنجشنبه 3 فروردین1391 ] [ 3:19 بعد از ظهر ] [ محسن ]

به یاد استاد جلال ذوالفنون که با زمستان همسفر شد تا بهاری دیگر را نظاره گر نباشد.

یادش گرامی باد.



خصوصی

اواز: محمد رضا شجریان

همنوازان: جلال ذوالفنون/محمد موسوی

کلام: پیرپارس


 

بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم

کز بهر جرعهای همه محتاج این دریم

 

روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق

شرط آن بُوَد که جز ره آن شیوه نسپریم

 

جایی که تخت و مسند جم میرود به باد

گر غم خوریم خوش نبود، به که میخوریم

 

تا بو که دست در کمر او توان زدن

در خون دل نشسته چو یاقوت احمریم

 

واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما

با خاک کوی دوست به فردوس ننگریم

 

چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا

ما نیز هم به شعبده دستی برآوریم

 

از جرعه تو خاک زمین درّ و لعل یافت

بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم

 

حافظ چو ره به کنگره کاخ وصل نیست

با خاک آستانه این در به سر بریم


[ سه شنبه 1 فروردین1391 ] [ 1:30 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: محمد رضا شجریان

کلام: پیر پارس

همنواز:بیکجه خانی


جز آستان توام در جهان پناهی نيست

سر مرا بجز اين در حواله گاهی نيست

 

عدو چو تيغ کشد من سپر بيندازم

که تيغ ما بجز از ناله‌ای و آهی نيست

 

چرا ز کوی خرابات روی برتابم

کز اين به هم به جهان هيچ رسم و راهی نيست

 

زمانه گر بزند آتشم به خرمن عمر

بگو بسوز که بر من به برگ کاهی نيست

 

غلام نرگس جماش آن سهی سروم

که از شراب غرورش به کس نگاهی نيست

 

مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن

که در شريعت ما غير از اين گناهی نيست

 

عنان کشيده رو ای پادشاه کشور حسن

که نيست بر سر راهی که دادخواهی نيست

 

چنين که از همه سو دام راه می‌بينم

به از حمايت زلفش مرا پناهی نيست

 

خزينه دل حافظ به زلف و خال مده

که کارهای چنين حد هر سياهی نيست

 

[ سه شنبه 16 اسفند1390 ] [ 0:3 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی تصویری


اواز: محمد رضا شجریان

همنواز: عثمان محمد پرست

کلام: پیر پارس


سحر بلبل حکایت با صبا کرد

که عشق روی گل با ما چه ها کرد

از ان رنگ رخم خون در دل افتاد

وازان گلشن به خارم مبتلا کرد

خوشش باد ان نسیم صبحگاهی

که درد شب نشینان را دوا کرد


[ جمعه 12 اسفند1390 ] [ 11:22 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

قسمت سوم

اواز: محمد رضا شجریان

همنواز: دکتر منوچهر جهانبگلو

کلام: فخرالدین عراقی


دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانم


همه هستی تویی ، فی الجمله این و آن نمی دانم


بجز تو در همه عالم ، دگر دلبر نمی بینم


به جز تو در همه گیتی ، دگر جانان نمی دانم


یکی دل داشتم پُرخون ، شد آن هم از کفم بیرون


کجا افتاده و مجنون ، در این دوران نمی دانم


دلم سرگشته می داند ، سر زُلف پریشانت


چه می خواهد از این مسکین سرگردان ، نمی دانم


اگر مقصود تو جان است ، رُخ بنما و جان بستان


و گر قصد دگر داری ، من این و آن نمی دانم


نمی یابم تو را در دل ، نه در عالم نه در گیتی


کجا جویم تو را آخر ، من حیران نمی دانم



[ چهارشنبه 3 اسفند1390 ] [ 1:10 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

قسمت دوم

اجرا شده در 11/7/62

اواز: محمد رضا شجریان

همنواز: دکتر منوچهر جهانبگلو

کلام: استاد سخن سعدی

[ سه شنبه 2 اسفند1390 ] [ 0:51 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی : قسمت اول

اجرا شده در 11/7/1362


اواز: محمد رضا شجریان

همنواز: دکتر جهانبگلو

کلام: استاد سخن سعدی



ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست

 

 


با ما مگو به جز سخن دلنشان دوست

 



حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود

 


یا از زبان آن که شنید از دهان دوست


 


ای یار آشنا، علم کاروان کجاست

 


تا سر نهیم بر قدم ساربان دوست



دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت


 

 

دستم نمی‌رسد که بگیرم عنان دوست


 

 


رنجور عشق دوست چنانم که هر که دید

 

 

رحمت کند مگر دل نامهربان دوست


 


گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد


 

 

تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست





بی‌حسرت از جهان نرود هیچکس به در

 


الا شهید عشق، به تیر از کمان دوست


 


بعد از تو در دل سعدی گذر نکرد


 

 

آن کیست در جهان که بگیرد مکان دوست

 


[ دوشنبه 1 اسفند1390 ] [ 3:21 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: حسین خواجه امیری ( ایرج)


یاد عهدی که شدم صید تو صیاد بخیر

سر وکارم زچمن با قفس افتاد بخیر

یاد ایام جوانی وغزل خوانی وعشق

که صبا مزده وصل تو به من داد بخیر

یاد ان قصر بلندی که به صد خون جگر

من بنا کردم وکندی تو زبنیاد بخیر



برچسب‌ها: خصوصی
[ شنبه 22 بهمن1390 ] [ 10:18 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: حسین خواجه امیری ( ایرج)


کلام: پیر پارس


دوش در حـلـقـه‌ی مـا قـصـه‌ی گیسوی تو بود

تا دل شـب سـخـن از سـلـسـلـه‌ی موی تو بود

عالـَم از شـور و شـر عـشق خبر هیچ نداشت

فـتـنـه‌انگـیـز جهان نرگس جادوی تـو یـود

دل که از ناوک مژگان تو در خون می‌گـشت

دل که از ناوک مژگان تو در خون می‌گـشت

بـاز مـشـتـاق کـمـانـخـانـه‌ی ابـروی تــو بــود

عالـَم از شـور و شـر عـشق خبر هیچ نداشت

فـتـنـه‌انگـیـز جهان نرگس جادوی تـو یـود


برچسب‌ها: خصوصی
[ شنبه 22 بهمن1390 ] [ 4:52 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی : اجرا در هشتم اذرماه سال 63 در سیرجان

اواز: محمد رضا شجریان درشور


همنواز: پرویز مشکاتیان

کلام: پیرپارس

واعظان كاين جلوه در محراب و مـنـبـر مي‌كنـنـد

چون به خلوت مي‌رونـد آن كار ديـگـر مي‌كنـنـد

مشكلي دارم ز دانشمند مجلس باز پـرس

تـوبه فرمايـان چرا خود تـوبه كمتر مي‌كنـنـد

گـوئـيــا بــاور نــمــي‌دارنـــد روز داوري

كاين همه قلب و دغل در كار داور مي‌كنـنـد

يارب اين نو دولـتان را بر خر خودْشان نشان

كاين همه نـاز از غلام ترك و اسـتـر مي‌كنـنـد

اي گـداي خانـقـه بر جـه كه در ديـر مـغـان

مي‌دهنـد آبي كه دل ها را معـطّـر مي‌كنـنـد

حسن بي پايان او چندان كه عاشق مي‌كشد

زمـره‌ي ديگر به عشق از غيب سر برمي‌كنـنـد

بر در ميخانه‌ي عشق اي مَلَك تسبيح گـوي

كاندر آنـجـا طـيـنـت آدم مـخـمّـر مي‌كنـنـد

صبحـدم از عرش مي‌آمد خروشي ، عقل گفت؛

قدسيان گوئي كه شعر حافـظ از بر مي كنـنـد


[ پنجشنبه 13 بهمن1390 ] [ 11:35 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: محمد رضا شجریان


همنوازن: فرهنگ شریف/جهانگیر ملک


کلام اواز: پیر پارس

همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
شبی که ماه مراد از افق شود طالع
بود که پرتو نوری به بام ما افتد
به بارگاه تو چون باد را نباشد بار
کی اتفاق مجال سلام ما افتد
چو جان فدای لبش شد خیال می‌بستم
که قطره‌ای ز زلالش به کام ما افتد
خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز
کز این شکار فراوان به دام ما افتد
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد
ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ
نسیم گلشن جان در مشام ما افتد

[ شنبه 8 بهمن1390 ] [ 10:57 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: حسین خواجه امیری ( ایرج)

همنوازان: اسدالله ملک /فضل الله توکل/جهانگیر ملک

کلام اواز: استاد سخن سعدی


معلمت همه شوخی ودلبری اموخت

جفا وناز عتاب وستمگری اموخت

برفت رونق بازار افتاب وقمر

از ان که ره به دکان  تو مشتری اموخت

[ جمعه 30 دی1390 ] [ 3:39 قبل از ظهر ] [ محسن ]
 شورالدشتی/ قطعه ای در شور با اجرای استاد  پرویز یاحقی واستاد جلیل شنهاز واستاد امیر ناصر افتتاح /قطعه دوم تکنوازی  شورالدشت با اجرای شنهواز تار ایرانزمین واستاد امیر ناصر افتتاح /ضبط شده در سال 1358/زمان برنامه 45 دقیقه 

 

 

 با ارزوی سلامتی وطول عمر برای شهنواز تار ایرانزمین جلیل شنهاز

وارامش ابدی برای روح بلند استاد پرویز یاحقی واستاد امیر ناصر افتتاح  

 

[ جمعه 30 دی1390 ] [ 0:59 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی



سه تار نوازی استاد شنهاز در مایه دشتی

اجرا شده در تیرماه سال 1340



با ارزوی سلامتی برای شهنواز تار ایرانزمین


[ جمعه 30 دی1390 ] [ 0:2 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: هنگامه اخوان

همنوازان: خبیب الله بدیعی/محمد موسوی

کلام: حافظ


چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

سخن شناس نه ای جان من خطا اين جاست

سرم به دنيی و عقبی فرو نمی آيد

تبارک الله از اين فتنه ها که در سر ماست

در اندرون من خسته دل ندانم کيست

که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

دلم ز پرده برون شد کجايی ای مطرب

بنال هان که از اين پرده کار ما به نواست

مرا به کار جهان هرگز التفات نبود

رخ تو در نظر من چنين خوشش آراست

نخفته ام ز خيالی که می پزد دل من

خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست


[ یکشنبه 25 دی1390 ] [ 3:33 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز : محمد رضا شجریان

همنوازان اواز: دکتر جهانشاه برومند/ سامان احتشامی / همایون شجریان


کلام: حافظ

با مدعی مگوید اسرار عشق ومستی

تا بی خبر بمیرد در درد وخود پرستی


تا فضل وعقل بینی بی معرفت نشینی

یک نکته ات بگویم خود را مبین که رستی


در استان جانان از اسمان میندیش

کز اوج سر بلندی افتی به خاک پستی




[ یکشنبه 11 دی1390 ] [ 2:16 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: علی رستمیان


کمانچه: استاد علی اصغر بهاری

کلام:

حال دل چه می پرسی کز فراق تو خون شد

دیده بود ودریا گشت دجله بود وجیحون شد

دل زتنگی سینه راه دیده چون یافت

قطره قطره خون گردید وذره ذره بیرون شد


باغبان چون من زین جا بگذرم حرامت باد

گر به جای من سروی غیر دوست بنشانی


دریافت فایل تصویری

دریافت فایل صوتی

[ پنجشنبه 8 دی1390 ] [ 7:33 بعد از ظهر ] [ محسن ]

خصوصی

اواز: محمد رضا شجریان

کلام: حافظ


سال ها پیروی مذهب رندان کردم

تا به فتوای خرد حرص به زندان کردم


مزده وصل تو کو کز سر جان برخیزم

طایر قدسم واز دام جهان برخیزم


دردم از یار است ودرمان نیز هم

دل فدای او شد وجان نیز هم


عشق شوری در نهاد ما نهاد

جان ما در بوته سودا نهاد



[ دوشنبه 5 دی1390 ] [ 8:57 بعد از ظهر ] [ محسن ]



خصوصی

اجرا شده در المان در سال 1366

همنوازی: حبیب الله بدیعی/تبریزی

مایه : دشتی


دریافت فایل تصویری بخش اول

دریافت فایل تصویری بخش دوم

[ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 5:18 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: محمد رضا شجریان

همنواز: جلیل شنهاز

کلام: پیر پارس


نفس بر امد وکام از تو بر نمی اید

فغان که بخت من از خواب در نمی اید

قد بلند تو را تا به بر نمی گیرم

درخت کام ومرادم به بر نمی اید

 

[ جمعه 11 آذر1390 ] [ 11:53 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


تکنوازی: حبیب الله بدیعی در چهارگاه


اجراشده در مونیخ منزل دکتر خادمی

10/06/65

[ سه شنبه 8 آذر1390 ] [ 3:46 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


همنوازی: حبیب الله بدیعی/فضل الله توکل/جهانگیر ملک


اجرا قطعاتی در: شوشتری وبیداد

سال اجرا:29/1/62

[ جمعه 4 آذر1390 ] [ 0:40 قبل از ظهر ] [ محسن ]
تصویری خصوصی


اواز: دلکش

همنوازان :  اسدالله ملک/فضل الله توکل

کلام اواز: پیر پارس

  تصنیف : اشفته حالی

مطرب عشق عجب ساز ونوایی دارد

نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد

[ سه شنبه 1 آذر1390 ] [ 2:29 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

بخش اول

اواز: مهستی/سرهنگ زاده

همنوازان: حبیب الله بدیعی /جهانگیر ملک

[ یکشنبه 29 آبان1390 ] [ 9:7 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


بخش دوم


اواز: مهستی

همنوازان: حبیب الله بدیعی/جهانگیر ملک


اجرای تصنیف های: اشفته/ مستی ام دیگه درد منو دوا نمی کنه/ اسمون با من تو قهر دیگه/بنفشه

 

[ یکشنبه 29 آبان1390 ] [ 6:20 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


همنوازی: حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف/جهانگیر ملگ


اجرا شده در یکم خرداد ماه سال 63


قطعاتی در مخالف سگاه

[ یکشنبه 29 آبان1390 ] [ 3:32 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: هنگامه اخوان

همنواز: محمد موسوی

کلام: هلالی جغتایی/حضرت مولانا


دل خون از امید ونشد یار یار من

ای وای برمن ودل امیدوار من

از جور روزگار نگریم که در فراق

هم روز من سیه شد وهم روزگار من

نزدیک شد که خانه صبرم شود خراب

رحمی بکن وگرنه خرابست کار من


بشنو از نی چون حکایت میکند

از جدایی ها شکایت میکند

کز نیستان مرا ببریده اند

در نفیرم مرد و زن نالیده اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روز گار وصل خویش


[ یکشنبه 29 آبان1390 ] [ 2:1 بعد از ظهر ] [ محسن ]

خصوصی

به یاد سه استاد بی نظیر موسیقی ایرانزمین


همنوازی :/ مرتضی محجوبی/لطف الله مجد/مهدی خالدی

تنبک: علی زاهدی

اهنگ در : دشتی

اجرا شده: اول دیماه سال 1331


سپهر قصد من زار ناتوان دارد

که بر میان کمر کین ز کهکشان دارد

جفای چرخ نه امروز می رود با ما

به ما عداوت دیرینه در میان دارد

به کنج بی کسی وغربتم من ان مرغی

که سنگ تفرقه دورش ز اشیان دارد

منم خرابه نشینی که گلخن تابان

به پیش کلبه من حکم بوستان دارد

منم که سنگ حوادث مدام در دل سخت

به قصد سوختنم اتشی نهان دارد

کسی که زد نظر بر رخ خزانی من

سرشک دمبدم از دیده ها روان دارد

ز وازگونی این بخت خویش حیرانم

که هر که را دل من دوستر زجان دارد

همیشه در پی ازار جان زار من است

به قصدمن کمر کینه بر میان  دارد


           (وحشی بافقی)


[ شنبه 21 آبان1390 ] [ 8:33 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

اواز: محمود محمودی خوانساری

کلام : فانی شیرازی

همنوازان: حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف/جهانگیر ملک


حدیث درد من گر کس نگفت افسانه ای کمتر

وگر من هم نباشم در جهان دیوانه ای کمتر

[ جمعه 20 آبان1390 ] [ 3:57 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: محمد رضا شجریان

همنوازی : پیانو

کلام اواز: پیر پارس


عکس روی تو چو در ائینه جام افتاد

عارف از خنده می در طمع خام افتاد

حسن روی تو به یک جلوه که در ائینه کرد

این همه نقش در ائینه اوهام افتاد

[ پنجشنبه 19 آبان1390 ] [ 1:15 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


تکنوازی ویلون: پرویز یاحقی

اجرا: یکم مهرماه سال هفتاد ونه

یادش گرامی  

[ جمعه 13 آبان1390 ] [ 2:29 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: محمود محمودی خوانساری

همنوازان: حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف/جهانگیر ملک

کلام: شیخ اجل سعدی/بابا طاهر


انرا که غمی چو ن غم من نیست چه داند

که از هجر تو هم دیده چه شب می گذراند

وقتست اگر از پای در ایم که همه عمر

باری نکشیدم که به هجران تو ماند

سوز دل یعقوب ستمدیده زمن پرس

احوال دل سوختگان سوخته داند


نسیمی کزبن ان کاکل اید

مرا خوشتر زبوی سنبل اید

چو شب گیرم خیالش را در اغوش

سحر از بسترم بوی گل اید


[ جمعه 13 آبان1390 ] [ 1:1 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

قسمت دوم


اواز: محمدرضا شجریان

همنوازان/محمد موسوی/ویلون ؟

کلام: پیر پارس


دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد؟

چون شد دلبر با یار وفادار چه کرد؟

[ سه شنبه 10 آبان1390 ] [ 4:15 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


همنوازان: حبیب الله بدیعی/ فضل الله توکل/ جهانگیر ملک

اهنگ: درسگاه

اجرا شده در 30/2/1363

[ یکشنبه 8 آبان1390 ] [ 1:4 قبل از ظهر ] [ محسن ]
  خصوصی

 

 

اواز: محمود محمودی خوانساری

همنوازان: حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف/جهانگیر ملک

کلام : شیخ اجل سعدی

 

حسن تو دایم بدین قرار نماند

مست تو جاوید در خمار نماند

ای گل خندان نوشکفته نگه دار

خاطر بلبل که نو بهار نماند

هم بدهد دور روزگار مرادت

ور ندهد دور روزگار نماند

حسن دلاویز پنجه ایست نگارین

تا به قیامت بر او نگار نماند

 

 

[ شنبه 7 آبان1390 ] [ 10:53 بعد از ظهر ] [ محسن ]
  خصوصی


اواز: ایرج


از سر زلف تو پیداست که پیمان شکنی

[ شنبه 7 آبان1390 ] [ 0:29 قبل از ظهر ] [ محسن ]
  خصوصی


اواز: هایده

همنواز: حبیب الله بدیعی

اجرا شده در 28 بهمن ماه سال 1350


برگ سبزی تفحه درویش به دوست بزرگوار جناب نادر هنرمند وهنرشناس مدیر تارنگار اسدالله ملک


[ جمعه 6 آبان1390 ] [ 11:13 قبل از ظهر ] [ محسن ]
  خصوصی


اواز: هایده

همنواز: حبیب الله بدیعی

اجرا شده در سال 1350 منزل بدیعی

[ جمعه 6 آبان1390 ] [ 0:20 قبل از ظهر ] [ محسن ]
 رضوی سروستانی


اواز: نورالدین رضوی سروستانی

همنواز: داریوش صفوت

کلام: مولانا


بشنو از نی چون حکایت میکند

از جدایی ها شکایت میکند


[ دوشنبه 2 آبان1390 ] [ 4:55 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: حسام الدین سراج

کلام: علی اطهری کرمانی

همنواز: میر جلالی

رفتی ولی کجا؟ که به دل جا گرفته ای

دل جای توست گرچه دل از ما گرفته ای

بگذار تا ببینمش اکنون که می روی

ای اشک از چه راه تماشا گرفته ای


اواز: محمد رضا شجریان

کلام: پیر پارس

همنواز: میر جلالی

بنال بلبل اگر با منت سر یاریست

که ما دو عاشق زاریم وکار ما زاریست

در ان زمین که نسیمی وزد ز طره دوست

چه جای دم زدن نافه های تا تاریست؟


 

[ دوشنبه 2 آبان1390 ] [ 2:9 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: محمد رضا شجریان

همنواز: علی تجویدی

کلام: پیر پارس


در ان چمن که نسیمی وزد ز طره دوست

چه جای دم زدن ناقه های تا تاریست

[ دوشنبه 2 آبان1390 ] [ 11:16 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: محمد رضا شجریان

همنوازان: پرویز یاحقی/فرامرز پایور

اهنگ در: همایون

کلام: پیر پارس


به مزگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم

الا ای همنشین دل که یارانت بر فتند از یاد

مرا روزی مباد ان دم که بی یاد تو بنشینم

[ شنبه 30 مهر1390 ] [ 3:3 قبل از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: محمد رضا شجریان

همنواز: حبیب الله بدیعی

کلام: پیر پارس


نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

بختم از یار شود رختم از این جا ببرد

کو حریفی خوش وسرمست که پیش کرمش

عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد

[ پنجشنبه 28 مهر1390 ] [ 9:11 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی

به یاد : استاد حبیب الله بدیعی


اواز: حبیب الله بدیعی

ویلون: حبیب الله بدیعی

اهنگ در شور از: حبیب الله بدیعی

کلام ترانه از: بانوی ازاده سیمین بهبهانی


به دیوانگی طوفان چرا کردی بپا ای دیده گریان من

زطوفان تو ویرانه ها ماند بجا ای اشک چون باران

[ سه شنبه 26 مهر1390 ] [ 11:27 بعد از ظهر ] [ محسن ]
بزم خصوصی

اواز: محمد رضا شجریان

سه تار: جلال ذوالفنون

کلام: پیر پارس


روز هجران وشب فرقت یار اخر شد

زدم این فال وگذشت اختر وکار ما اخر شد

[ سه شنبه 26 مهر1390 ] [ 4:44 بعد از ظهر ] [ محسن ]
  خصوصی

اواز: محمد رضا شجریان

همنوازان: احمد عبادی/محمد موسوی

کلام: پیر پارس


حجاب چهره جان می شود غبار تنم

خوشا دمی که از این چهره پرده برفکنم

عیان نشد که چرا امدم کجا بودم

دریغ درد که غافل زکار خویشتنم

اگر زخون دلم بوی شوق می اید

عجب مدار که که همدرد اهوی ختنم

[ شنبه 23 مهر1390 ] [ 0:14 قبل از ظهر ] [ محسن ]
  خصوصی


اواز: نادر گلچین

همنواز: حبیب الله بدیعی

کلام : داراب افسر بختیاری


سر سلسله جنبان همه کون ومکانی

سر خیل بزرگان وامیران جهانی

[ جمعه 15 مهر1390 ] [ 10:59 بعد از ظهر ] [ محسن ]
 خصوصی

اواز: حبیب الله بدیعی

کلام ترانه: بیزن ترقی

اهنگ در: دشتی از حبیب الله بدیعی

خدایا چه کردم که درمان دردم سپردی به ان نامهربان

چه پرسی ز حالم گر از دل بنالم زند اتشم بر اشیان

[ جمعه 15 مهر1390 ] [ 9:35 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


اواز: تاج اصفهانی

کلام: ملک الشعرا بهار


مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه تر کن

[ چهارشنبه 13 مهر1390 ] [ 12:41 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


 اواز : نورالدین رضوی سروستانی

کلام اواز: پیر پارس

همنواز اواز: فرید خراسانی


من هماندم که وضو ساختم از چشمه عشق

چار تکبیر  زدم یکسره بر هر چه که هست

[ سه شنبه 12 مهر1390 ] [ 7:28 بعد از ظهر ] [ محسن ]
خصوصی


 اواز: ادیب خوانساری

همنوازان: جلیل شنهاز/حسن کسایی

کلام اواز: مولانا

اهنگ در:افشاری

مرحبا ای عشق خوش سودای ما

ای طبیب جمله علتهای ما

[ سه شنبه 12 مهر1390 ] [ 0:32 قبل از ظهر ] [ محسن ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

پیش از این گر سخن از نغمه داودی بود
پیش ما نغمه همان نغمه محمودی بود
بال بگشود چو با نغمه سازش اواز
صوت او صوت خداوندی ومعبودی بود
لینک های مفید
امکانات وب